رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٣٩ - مقدمه مؤلف
راه مىرود؛ وقتى كه مرا بخواند اجابت مىكنم و وقتى از من درخواست كند به او مىدهم.]
خواجه نصير الدّين قدس سرّه مىفرمايد:
العارف إذا انقطع عن نفسه و اتّصل بالحقّ، رأى كلّ قدرة مستغرقة فى قدرته المتعلّقة بجميع المقدورات، و كلّ علم مستغرقا فى علمه الّذى لا يعزب عنه شىء من الموجودات، و كلّ إرادة مستغرقة فى إرادته الّتى لا يتأبّى عنها شىء من الممكنات؛ بل كلّ وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه.
فصار الحقّ حينئذ بصره الّذى به يبصر، و سمعه الّذى به يسمع، و قدرته الّتى بها يفعل، و علمه الّذى به يعلم، و وجوده الّذى به يوجد. فصار العارف حينئذ متخلّقا بأخلاق اللّه بالحقيقة؛[١]
[ «عارف چون از خودش ببرد و متّصل به حقّ گردد، تمام قدرتها را مستغرق در قدرت او مىبيند كه به جميع مقدورات در عالم تعلّق گرفته است، و تمام علوم را مستغرق در علم او مىبيند كه هيچچيز از موجودات از آن پنهان نيست و تمام خواستهها را مستغرق درخواست او مىبيند كه هيچيك از ممكنات از آن اباء و امتناع ندارند؛ بلكه هرگونه وجود و كمالى صادر از او مىباشد و از پيشگاه او فائض مىگردد.
[١] - شرح« إشارات» ابن سينا، مقامات العارفين، هشت ورق مانده به آخر كتاب، صفحه سمت راست، از طبع سنگى كه شمارهبندى ندارد؛ در ضمن شرح قول مصنّف:
اشارة: العرفان مبتدىء من تفريق و نفض و ترك و رفض، ممعن فى جمع هو جمع صفات الحقّ للذّات المريدة بالصّدق، منته إلى الواحد ثمّ وقوف.