رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٧١ - نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى رحمه الله
هم قرآن كه خوانده مىشود به قصد هديه حضرت ختمى مرتبى- صلوات اللّه عليه و آله- خوانده شود.
و اما فكر براى مبتدى مىفرمودند: در مرگ فكر بكن تا آن وقتى كه از حالش مىفهميدند كه از مداومت اين مراتب گيج شده فى الجمله استعدادى پيدا كرده آن وقت به عالم خيالش ملتفت مىكردند تا آنكه خود ملتفت مىشد چند روزى همه روز و شب فكر در اين مىكند كه بفهمد كه هرچه خيال مىكند و مىبيند خودش است و از خودش خارج نيست. اگر اين را ملكه مىكرد خودش را در عالم مثال مىديد يعنى حقيقت عالم مثالش را مىفهميد و اين معنى را ملكه مىكرد. آنوقت مىفرمودند كه بايد فكر را تغيّر داد و همه صورتها و موهومات را محو كرد و فكر در عدم كرد، و اگر انسان اين را ملكه نمايد لا بد تجلّى سلطان معرفت خواهد شد. يعنى تجلّى حقيقت خود را به نورانيّت و بىصورت و حدّ با كمال بهاء فائز آيد، و اگر در حال جذبه ببيند بهتر است بعد از آنكه راه ترقيات عوالم عاليه را پيدا كرد هرقدر سير بكند اثرش را حاضر خواهد يافت.
به جهت ترتيب اين عوالم كه بايد انسان از اين عوالم طبيعت اول ترقى به عالم مثال نمايد، بعد به عالم ارواح و انوار حقيقيه البته براهين علميّه را خودتان احضر هستيد. عجب است كه تصريحى به اين مراتب در سجده دعاى نيمه شعبان كه اوان وصول مراسله است شده است كه مىفرمايد:
«سجد لك سوادي و خيالي و بياضي». اصل معرفت آن وقت است كه هر سه فانى بشود كه حقيقت سجده عبارت از فناء است كه عند الفناء عن النفس بمراتبها يحصل البقاء باللّه (رزقنا اللّه و جميع اخواننا بمحمّد و آله الطاهرين).