رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٤٥ - تازيانه سلوك
تعالى- جلّ جلاله- است و اينكه همانا وجود غير او از ممكنات، وجود حقيقى نيست بلكه وجودشان مانند وجود عكسها در آينههاست، هيچ استبعادى ندارد.
و اگر مقصود قائلين به وحدت وجود اين باشد، معنايش قائل شدن به اينكه ممكن الوجود، واجب الوجود مىباشد نيست؛ بلكه اگر حتى اين قول خطا باشد باز كفرآميز نيست بلكه آن خطايى است كه در تحقيق حقيقت ممكن الوجود صورت گرفته و فقط مرتبهاى از وجود او و فضيلتى از فضائلش انكار شده و مرتبه واجب الوجود براى او اثبات نشده است بلكه مىتوان گفت كه قايل شدن به اينكه اشياء داراى وجود حقيقى است نزديكتر است به ادّعاى شريك بودن ممكن الوجود با واجب الوجود در وجوب و بودن ممكن الوجود واجب و اين كفر است بهطورى كه معتقد به آن توجّه به اين امر ندارد.]
و لكن الانصاف أنّ القائلين بذلك أيضا لا يلتزمون بلازمه الكفر كما أنّ الانصاف أنّ القائلين بتوحيد الحقّ في الوجود الحقيقي لا يلتزمون بكون الممكن واجبا و إن كان ذلك لازم قولهم في الواقع في نفس الأمر فالتكفير بلوازم العقائد ليس على ما ينبغى.
[و ليكن انصاف آن است كه حتى كسانى كه همين عقيده را دارند كه اشياء داراى وجود حقيقى هستند، نيز به لازم كفرآورش ملتزم نيستند همانطور كه انصاف در مورد قائلين به توحيد حق در داشتن وجود حقيقى انحصارى ملتزم به واجب الوجود بودن ممكن الوجود نيستند هرچند كه لازمه سخنشان در واقع و نفس الامر همين است؛ پس كسى را به خاطر