چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٤٦ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
كرسى خليفه روح نشسته است دعوى خدائى آغاز كرده كه:
«أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» عبارتى از آنست بترسد و در وقت غلبه روح بر هوا سالك بيند كه سلطان هوا از كرسى خلافت كه به غلبه نفس به ظلم و تعدى از روح گرفته است فرود آيد، و روح را بر جاى خود بنشاند و خود را در پيش او دست ديگر زند و در آن حال شيطان لعين على الدوام در كمين بندگان، در تدبير و اضلال بندگان اين لفظ القا مىكند كه «انت ربى و انا عبدك» تا مگر شبهه در دل سالك اندازد، اما چون سالك را مرشد مكمل باشد، كيد شيطان زيان نكند؛ و اين واقعه او را در ابتداء سلوك افتاده. اما آنكه گفته «انا اقل من ربى بسنتين» از آن سنتين مرتبتين خواسته است چه هرچه هست و نام وجود دارد از چهار مرتبه بيرون نيست، يا ذات حق است، يا افعال حق است، چون او را بر حقيقت اين معانى اطلاع افتاده است و خود را در مرتبه[١] اثر ديد ميان خود و حق دو مرتبه پيش رفته افعال و صفات. و چون خود را به دو مرتبه از ذات دور ديده اين[٢] عبارت به زبان آورد. و اينچنين كلمات از بزرگان جز در حالت سكر در وجود نيايد، پس اگر مستى در حالت مستى عبارتى را بگرداند و مرتبتين راستين گويد، چون هشيار گردد و استغفار كند حق تعالى به كرم بىنهايت خود آن جرأت را از وى درگذراند.
و در مجلس ديگر فرمود كه عجب حالتيست اين پادشاهان را كه به هيچ مىنازند و كرّوفر عظمتى را از خود بنياد نهادهاند، با آنكه شهرى و اقليمى را به تغلب گرفتهاند، چندان اظهار نخوت و عظمت
[١] - در نسخه:( درتبه) قياسى نگاشته شد.
[٢] - در نسخه( ديدهتن) قياسى نگاشته شد.