چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٨٣ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
خاك را باز كن و چون سنگى پيدا شود و بر آن خطى نبشته، مرا در بر آن سنگ دفن كن و بعد از آن چون به بلوغ رسى امانتى نهادهام در پاى فلان درخت برو و بردار. آن امانت كتاب جفر[١] و جامع است كه امير المؤمنين على رضى اللّه عنه آن را نوشته و اسرار غيب را همه در آن كرده و هيچ كس آن را نبيند الا امام باشد و امام همه وقت لازم نيست كه باشد. اما اين كتاب موقوف باشد تا يكى از فرزندان امير المؤمنين حسين رضى اللّه عنه به درجهيى رسد كه امام باشد و امام جز چنين نباشد و اين ساعت آن كتاب و چند چيز ديگر كه از انبيا وديعت است پنهانست، تا آنگاه كه مهدى ظاهر شود و بر او رسد.[٢]
نقلست كه چون هارون الرشيد نماند مأمون خليفه كس فرستاد پيش امام على بن موسى الرضا كه امامت حق شماست و قبول كن، چون امام مكتوب بخواند جواب نبشت كه هرچند شما ادب نگاه داشتيد «اما الجفر[٣] و الجامع يدلان على خلاف ذلك.»
و شيخ قدس سره فرمود كه درويشان جهد نمايند تا در وقت لقمه خوردن نيك حاضر باشند كه تخم اعمال در زمين قالب انسانى لقمه است، هر چونكه تخم اندازند ممكن نيست كه هرگز جمعيت خاطر حاصل بشود واگرچه لقمه حلال باشد.
و در مجلس ديگر فرمود كه درويشان را مىبايد كه بدانند كه آخرت جان دنياست و همچنانكه حال جان ماضى و مستقبل است و آخرت پس است، اما مردمان درنمىيابند، همچنانكه حال را در ميان
[١] - در نسخه( جعفر و جامعيست).
[٢] - اين گفتار مؤيد اعتقاد شيعيان دوازدهامامى است.
[٣] - در نسخه( الحقيز).