چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٧٤ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
وسوسه شيطان محالست كه در وجود خود به شك شوم، در آنها به شك نيستم با شما مىگويم، شما را مىبايد كه اول بر آن اعتقاد جازم كنيد كه من راست مىگويم تا شما را علمى مطابق واقع باشد، بعد از آن به رياضت و متابعت آن به علم اليقين بدل گردد. چون مشاهده افتد تا آنگاه كه مرتبهمرتبه به حقيقت حق اليقين برسيد. انشاء اللّه تعالى كه اثبات وجود حق و يگانگى او را و نزاهت او و از هرچه خلاصه ممكناتست يقين باشيد و شك را بدان راه ندهيد و هرچه بشنويد از حكمت و غيره، و هرچه در خاطر آيد به واسطه شيطان و نفس كه در اصل نقصان آرد هرچند كه دليل و برهان نمايند و شما را از جواب عاجز كنند، بدانيد كه آن دروغ است و بىاصل است، و آن اغلوطه را و يا شبهه را جواب هست. اما تو نمىدانى و زنهار به سبب آنكه جواب سخن ندانى اعتقاد از آنچه انبيا : گفتهاند و اين بيچاره برآنست مزلزل نكند كه همه علم به انبيا ندادند و به تو نخواهند داد، و حكما را اغلوطه بسيار باشد، همه بىاصل، اين يك اغلوطه را ياد داريد و بدانيد كه هرچه حكما در الهيات خلاف انبيا گفتهاند همچنين است و آن اغلوطه است كه ايشان در بحث گويند كه ما ثابت مىكنيم كه تو سخن مىگوئى آدمى نيستى، حمارى، بعد از آن مقدمه بنهند و از تو پرسند كه همچنين است؟ و تو گويى هست.
همچنين مقدمه بر مقدمه معقول مىگويند، چنانكه عقل نتواند كه به هيچ حال انكار كند و از تو مىپرسند و تو مىگوئى همچنين است. تا آنجا رسند كه چون چنين باشد، پس تو حمارى باشى نه آدمى. اينجا مرد عاقل هرچند نتواند كه جواب معقول بگويد و سخن او را نفى كند، اما در آدميت خود به شك نشود و داند كه او ژاژ مىخايد و بايد كه بدانيد كه بيشترى اصلها كه ايشان بر قانون عقل خود نهادهاند كه خلاف مذهب سنت و جماعت است. همچنين است، و نمىبينى كه