چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٥٠ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
و بىاصل، ناگاه اين آب در بند آيد و حوض خشك گردد و خراب بماند، و از تشنگى آتش در نهاد او افتد و ابد الاباد مىسوزد، تا جماعتى ديگر كه مقصود ازين طلسمات ايشانند.
چون حوض تمام شود و بنايان و كارگران متفرق شوند، صاحب حوض انديشه كند به القاء شيطان و مكر نفس التفات بكند و با خود گويد كه:
به خود آغاز نتوان كرد تخريج آب حوض را كه نمىدانم كه بينم تا كسانى كه مثل اين حوض دارند آب حوض را از كدام طرف مىآورند كه منفعت آن بيشتر است، و اصلتر، من نيز متابعت ايشان كنم تا نبايد كه در غلط افتم و اين عمارت بىمنفعت شود.
پس در طلب افتد تا استاد بيارد كه اول او را خبر كند كه آب اين حوض هم ازين حوض پر گردد و اينجا چشمه بوده است كه انباشته شده است و اينكه در طلب آن آب هستى آن آب است كه در تو مانده و جنس خود طلب مىكند و اين مانند يار نيكست كه در اول مصاحب افتد، بعد از آن طالب در تدبير پيدا كردن آب ازو پرسيدن گيرد تا او تقرير كند كه گشادن اين چشمه را آلتهاست و مثل ما و از جنس ما يكى بوده است كه استاد اين كار بوده است و همه چشمهها[١] و حوضها آب از چشمه حوض او برند و او در تدبير گشادن اين چشمه چنين فرموده و هر كس كه متابعت او مىكند عاقبت اين چشمه را مىگشايد و برخوردارى مىيابد و هر كسى كه سخن او نمىشنود و متابعت او نمىكند ممكن نيست كه هرگز ازين چشمه برخوردارى يابد، پس او را سر به كوى شريعت مىبايد برد، متابعت سيد عالم را صلى اللّه عليه و سلم بر دل شيرين گرداند، و چون قدم بر متابعت ثابت دارد، ساكنساكن چندان كه بيشتر سعى مىكند و خاك و
[١] - در نسخه( چشمههاى) آمده است.