چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٢٣ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
اخى على مصرى شيخى بود در ملك شام و روم و مشاراليه بود و مريدان بسيار بر وى جمع شده اما چون مرد منصف بود، جمعى از مريدان خود را كه مستعد بودند با ايشان گفت:
اگر شما طالب حقايد من نيز طالبم، و مرشدى نيافتم كه پيش او سلوك كردمى. اكنون در واقعه ديدهام در شهادت نيز مىشنوم كه در خراسان مرشدى مكمل هست. برخيزيد تا برويم و او را دريابيم، و به اينك مردمان مرا شيخ مىدانند خود را خواب خرگوش نتوان داد و در خدمت مرشدى روزى چند سلوك كنيم و در خود چيزى پيدا كنيم از آنچه خلق مىپندارند.
القصه، بنابرين قصد[١] آمده بود و در حلقه مريدان شيخ داخل شده با جمعى از اصحاب خود.
شيخ فرمود كه: آن ارادت به تو بعد ازين ارادت من است و واسطه تو در ميان ايشان چه سود كند، چه به نزديك من ميان شيخ و مصطفى صلى اللّه عليه و سلم هرچند كه خرقه بيشتر، راه روشنتر و سلوك آسانتر است، به خلاف اسناد حديث كه آنجا هرچند واسطه كمتر حديث صحيحتر است، چه آنجا كه از آن خبرست هرچند واسطه بيشتر است احتمال تغيير بيشتر بود، اما اينجا كه خرقه است كار سلوك است، و به قدم راه رفتن، چه هرچند كه نور مشايخ بيشتر بود، چه راه غيب رفتن بىنور مشايخ ميسّر نيست، و سنت الهى خود اينست كه بر وسايط خاصيتى نهاده است كه هرچند در تكميل چيزى واسطه بيشتر آن چيز به كمالتر شد.
نمىبينى درختى در كوه بىواسطه زيادت شود و درخت را بر درخت ديگر وصل كنند و ميوه آن لطيفتر و لذيذتر گردد؟! واگرنه چنين بودى سالك واصل از مجذوب واصل كاملتر نبودى و قياس
[١] - در نسخه:( قصد) قياسى نگاشته آمد