چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١١٦ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
خود مسلمانست اگر يهودى يا ترسايى به نزد من آيد او را به طريق حق ارشاد كنم و سعى خود دريغ ندارم تا او در سلوك خود مشاهده كند كه كدام دين كاملتر است و به اضطرار عقل متابع آن دين گردد.
مرا تحقيق شده است كه اين هفتاد هزار حجاب كه بنده به آن محجوب است اگر كسى گويد كه لا اله الا اللّه و آدم رسول اللّه و رياضت كشد ده هزار حجاب رفع شود. و اگر نوح رسول اللّه گويد بيست هزار حجاب رفع شود. و اگر ابراهيم رسول اللّه گويد سىهزار رفع شود. و اگر موسى كليم اللّه گويد چهل هزار رفع شود. و اگر عيسى رسول اللّه گويد پنجاه هزار حجاب رفع گردد و اگر داود خليفة اللّه گويد شصد (شصت) هزار حجاب ديگر رفع شود و دههزار حجاب ديگر رفع نگردد، تا نگويد كه لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه. پس ترسائى كه پيش من سلوك كند او را مرتبه، مرتبه، و مقام، مقام، عبور دهم تا آنجا كه در بند شود و هرچند كه جهد كند تا آنجا رسد و چون آنجا رسيده باشد و آنچه من گفته باشم به عينه ديده باشد او را بر سخن من اعتماد شده باشد چون حجابى شصتم هزار بماند او را گويم اگر مىخواهى كه اين حجاب رفع شود به محمد رسول اللّه ايمان مىبايد آورد، و در حال ايمان آرد.
و ديگر فرمود: هرچند كه بر مرشد واجب نيست كه گويد من مرشدم و خلق را دعوت به خود كند و ارشاد كه لازمه پيغامبريست كه او را فرض است كه گويد من پيغمبرم، اما چون كسى بيايد و خداى تعالى باطن او را به نور ارادت خود منور گرداند و خود را تسليم مرشد كند، آنگاه بر مرشد واجب باشد كه به جان و دل خدمت آن طالب كند و به هرچه پيش افتاد او در آنست در آن كوشيدن. و هرچه او را