ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٧٣٣ - زيارت ديگر زيارت نامه بيست و يكم حضرت ابا عبد اللَّه الحسين
بدنت بدر آورده به سوى خدا بىزارى مىجويم، كاش با تو مىبودم پس به رستگارى عظيمى نائل مىشدم و خون قلبم را در راه تو ايثار مىكردم و با بذل نفس تو را نگه مىداشتم و كاش در ميان كسانى بودم كه در مقابل تو به جهاد برخاسته و از تو حمايت نمودند تا خونم با تو به زمين مىريخت و بدين ترتيب با تو به سعادت و رسيدن به بهشت دست مىيافتم.
و بگو:
خدا لعنت كند كسى كه به تو تير انداخت، خدا لعنت كند كسى را كه به تو نيزه زده، خدا لعنت كند كسى را كه سر تو را بريد، خدا لعنت كند كسى كه سر تو را با خود حمل نمود، خدا لعنت كند كسى را كه با چوب به وسط دندانهاى ثناياى تو زد، خدا لعنت كند كسى را كه زنان تو را گرياند، خدا لعنت كند كسى را كه فرزندانت را يتيم نمود، خدا لعنت كند كسى را كه دشمنان تو را كمك كرد، خدا لعنت كند كسى را كه به منظور جنگ با تو سير و سفر نمود، خدا لعنت كند كسى را كه تو را از آب فرات منع كرد، خدا لعنت كند كسى را كه به تو خيانت نمود و تنهايت گذارد، خدا لعنت كند كسى را كه صداى تو را شنيد و جوابت را نداد، خدا لعنت كند پسر خورنده جگرها را، و خدا لعنت كند فرزند و ياران و تابعين و مددكارانش و فرزند سميّه را، و خدا لعنت كند تمام كشندگان تو و آنان را كه بر كشتنت كمك كردند، و خدا درون و دلها و قبرهاى ايشان را پر از آتش كند، و ايشان را عذابى دردناك نمايد.