ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١٠٦ - باب نهم روشن نمودن و تعيين كردن مكان قبر امير المؤمنين
رفته و مقصودشان جايى بود كه در آن آب و چشمه باشد و وقتى به چنين موضعى رسيدند از چشمه وضوء گرفته سپس به مكانى كه بلند به نظر مىرسيد نزديك شدند و در آنجا نماز خواندند و پس از نماز روى آن مكان خم شده و زمانى گريستند و سپس به مكان بلند ديگرى كه نزديك آن بود رفته و عينا اعمال سابق را بجا آوردند و بعد فرمودند:
اى يونس آنچه را من عمل كردم تو نيز به جاى آور.
پس من آنچه حضرت انجام داده بودند را به جاى آوردم و بعد از فراغت به من فرمودند:
اى يونس دانستى اين چه مكانى است؟
عرض كردم: خير.
فرمودند: جايى كه اوّل نماز خواندم آن قبر امير المؤمنين ٧ است و مكان دوّم محل دفن سر مطهّر حضرت حسين بن على بن ابى طالب عليهما السّلام مىباشد، پس از آن اضافه نموده و فرمودند:
زمانى كه عبيد اللَّه بن زياد ملعون سر مبارك حضرت را به شام فرستاد از شام آن را به كوفه بر گرداندند وى به اصحابش گفت:
اين سر را از اين شهر بيرون ببريد و باعث فتنه و آشوب بين اهل اين شهر نشويد و بدين ترتيب خداوند متعال سر مبارك آن جناب را نزد امير المؤمنين قرار داد و از آن پس سر به جسد ملحق شد و بدن با سر متّصل گرديد.