ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١٠٠٧
مىبندد (١) به طورى كه كسى ايشان را نديده و آنان نيز كسى را نبينند، پس آنان كه در ولايت و دوستى اين ظالمين بودند مىگويند:
پروردگارا به ما نشان بده جن و انسى كه ما را گمراه كردند، تا ايشان را زير قدمهاى خود گذاشته تا از اسفلين باشند.
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد:
وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ در اين وقت ايشان با صداى بلند مىگويند: واى بر ما هلاك شديم.
آن دو نفر بر سر حوض كوثر حاضر شده و از امير المؤمنين ٧ درخواست آب مىكنند در حالى كه با ايشان نگهبانانى همراه هستند، پس آن دو نفر مىگويند: ما را عفو كنيد و سيرابمان نموده و رهايمان بنمائيد.
به ايشان گفته مىشود:
چون كافران آن عذاب سخت را به چشم خود نزديك ديدند رخسارشان سياه و زشت شود و به آنها گويند اين همان عذابى است كه بواسطه ظلمى كه به امير مؤمنان نموديد مستحقش مىباشيد، با حالت تشنگى به جهنم برگرديد آب شما تنها حميم (آب سوزان و گرم جهنّم كه از عرق دوزخيان جارى است) و غسلين (آبى متعفّن كه از پوست و گوشت اهل دوزخ جريان دارد) مىباشد و امروز شفاعت شافعين نفعى براى شما ندارد.