ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١١٨ - باب يازدهم زيارت قبر امير المؤمنين
نعمتهاى بزرگت شاكر و نسبت به نعمتهاى تامه و كاملهات ذاكر و متوجه و به سرور و شادى ملاقاتت مشتاق گردان.
خداوندا تقوى و پرهيزكارى را زاد و توشهام قرار بده براى روز جزايت، و مؤدّبم كن به آداب دوستانت و بر حذرم دار از اخلاق و سجاياى دشمنانت، خداوندا از تو مىخواهم كه بواسطه حمد و ستايشت از دنيا منصرفم نمائى.
سپس آن حضرت صورت مبارك بر قبر نهاده و عرضه داشت:
بار خدايا دلهاى خاشعين درگاهت واله تو است، و طرق و راههاى مايلين به تو گشاده و باز و نشانههاى قاصدين تو روشن و آشكار و دلهاى عارفين از تو به فزع آمده، و صداى خوانندگانت بلند و درهاى اجابت دعاهايشان گشوده و دعاى كسانى كه تو را مىخوانند مستجاب و توبه بازگشتكنندگان به تو پذيرفته مىباشد.
بار خدايا اشگ گريهكنندگان از خوفت مورد ترحم تو واقع شده و كمك تو نسبت به آنان كه از تو طلب كمك كردهاند در خارج تحقق يافته و پناهت به پناهندگان به تو بذل و اعطاء گرديده و وعدههايت به بندگان تحقق پيدا كرده و لغزش كسانى كه از تو طلب عفو كردهاند معفو قرار داده شده و اعمال عملكنندگان نزد تو محفوظ بوده و ارزاق بندگان از نزد تو به ايشان نازل گشته، و احسانها و نيكىهاى فراوان بر بندگان پشت سر هم بوده و گناهان استغفاركنندگان بخشيده شده و حاجتهاى مخلوقات به تو برآورده شده و پاداشهاى درخواستكنندگان از تو فراوان و نيكىهاى زياد به آنها رسيده و خوانهاى طالبين طعام آماده و گسترده و آبخورگاه تشنگان نزد تو مملو و پر مىباشد.
بار خدايا دعاى من را مستجاب فرما و ستايش من را قبول نما و به من اميد ببخش و بين من و دوستانم جمع فرما به حق محمّد و علىّ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام، همانا تو ولى نعمت من و نهايت اميدم در برگشتن و درنگ نمودنم مىباشى، توئى خدا و آقا و ولّى من، من و دوستان ما را ببخش و شرّ دشمنان را از