ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١٠٠ - باب نهم روشن نمودن و تعيين كردن مكان قبر امير المؤمنين
صفوان مىگويد: امام ٧ از سرزمين قادسيه حركت كردند در حالى كه من نيز همراه ايشان بودم تا به نجف رسيديم، حضرت فرمودند:
اين كوه همان كوهى است كه فرزند جدّم نوح ٧ به آن پناه برد و گفت:
سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ.
خداوند تبارك و تعالى به كوه خطاب نمود:
آيا او از من به تو پناه مىبرد؟! پس از اين خطاب كوه در زمين نهان گشت و رشتهاش تا قبل از سرزمين شام بريده و منهدم گرديد سپس به من فرمود:
به موازات من حركت كن.
پس من به موازات حضرتش حركت نمودم و پيوسته آن جناب مركب مىراندند تا به غرىّ رسيده پس بالاى قبرى توقف فرمود و سپس شروع نمودند به سلام دادن به يك يك از انبياء از حضرت آدم ٧ آغاز نموده و نام هر كدام را جداگانه برده و به آنها سلام مىكردند و من نيز به متابعت از آن حضرت به هر يك از انبياء سلام مىدادم تا رسيدند به سلام بر نبى اكرم ٦ و پس از سلام به آن حضرت صورت مبارك را بر قبر مطهّر نهاده و بر صاحب قبر سلام نمودند و پس از آن صدا به گريه بلند نمودند و بعد از آن ايستاده و چهار ركعت نماز خواندند و من نيز با آن حضرت نماز گزاردم و پس از فراغ از نماز محضر مباركش عرض كردم: اى پسر رسول خدا ٦ اين قبر كيست؟
فرمودند: اين قبر جدّم على بن ابى طالب ٧ مىباشد.