ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٧٤٤ - زيارت ديگر زيارت نامه بيست و يكم حضرت ابا عبد اللَّه الحسين
و جايگاه امن و نگاه دارنده از آتش دوزخ بوده و در فرداى قيامت حافظ من از جهنّم باشى، و من از دوستان شما هستم آنان كه با دشمنانتان دشمن و با دوستانتان دوست هستند، بر اين طريق زنده بوده و بر آن خواهم مرد، و ان شاء اللَّه بر آن مبعوث شده و پس از مردن زنده خواهم شد، همانا بدن و جسم خويش را به تعب انداخته و با اهل خود وداع نموده و سفرم به درازا كشيده، و در قرب و جوار شما آرزوى نجات دارم، و در آمدن به محضر شما اميدوارم كه در زمان رجعت باز گردم و در نظر كردن بر شما و به مكانتان طمع دارم كه در فرداى قيامت با پدران و سلف گذشته شما در بهشت باشم.
و سپس بگو:
اى ابا عبد اللَّه، اى حسين فرزند رسول خدا، نزد تو آمدم در حالى كه شما را شفيع بين خود و خدا قرار دادم، بار خدايا من فرزند حبيبت را شفيع خود بسوى تو قرار دادم، و فرشتگان را نيز شفيع خويش نمودم، فرشتگانى كه بر آن حضرت ضجّه زده و ناله نموده و گريسته و فرياد مىكنند، و از زارى و گريستن سستى به آنها راه نيافته و از آن بدحال نشده و از ترس تو بيمناك و هراسان هستند، و از عذاب تو بر حذر مىباشند، گذشت ايّام آنها را تغيير نداده، و در حالى كه پيوسته جيق مىزنند از اطراف حير (حرم سيّد الشهداء ٧) دور نمىشوند، و سرور و آقاى ايشان عمل و حركت آنها را مىبيند، لا ينقطع چشمهايشان اشك ريخته و خشك نمىگردد حزن ايشان شدّت پيدا كرده و سوزش و گرمى آن افزون شده و هرگز آرام و خاموش نمىشود.
سپس دو دست خود را بلند كن و بگو:
خدايا از تو درخواست مىكنم درخواست شخص بىچيز و ذليل را، درخواست شخص عليل و خوارى را كه با درخواستش غير تو را قصد نمىكند، پس اگر رحمت تو شامل حالش نشود هلاك مىگردد، از تو درخواست مىكنم كه لطف خود را شامل حالم بنمائى، تو كسى هستى كه سائل را نااميد نمىكنى،