ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٩٧٨
فضيلتى كه به احدى مثل آن اعطاء نشده و گمان نمىكنم كه به حقيقت آن پى برده باشيد، شما نگهدار آن نبوده و بر آن قيام نمىكنيد براى آن افراد خاصّى بوده كه اهلش هستند و اين فضيلت به آنها اعطاء شده بدون اينكه از ايشان حركت و فعاليتى سرزده باشد بلكه صرفا از ناحيه حق تعالى ايشان مورد رحمت و رأفت قرار گرفته و اين عطيّه الهى به آنها عنايت شده است.
عرض كردم: فدايت شوم اين فضيلتى كه توصيف فرموده و نامش را نبرديد چيست؟
حضرت فرمودند:
زيارت جدّم حسين بن على عليهما السّلام، چه آنكه او در سرزمين دور دست غريب مىباشد هر كس به زيارتش رود بر او مىگريد و اندوهگين مىشود و آن كس كه بر سر مزارش حاضر نشود مىسوزد و آن كس كه به پائين پاى آن حضرت به قبر فرزندش بنگرد و ملاحظه كند كه در آن زمين فلات دفن شده است بر آن حضرت ترحّم مىكند، نه خويشى در نزديكى آن جناب بوده و نه اقربايش آن جا مىباشند، او را از حقّ مسلّمش منع نموده و اهل ظلم و ستم و گروه مرتد با هم توافق كرده و بر عليه آن حضرت قيام كرده تا جايى كه او را كشته و بدن مباركش را در آن بيابان انداخته و در معرض درندگان گذاردند، از نوشيدن آب فرات كه سگها از آن مىآشاميدند او را منع كردند و بدين ترتيب حق رسول خدا ٦ را ضايع نموده و عمل به وصيّت و سفارشى كه آن وجود مبارك راجع به حضرتش به ساير افراد اهل بيتش نموده بود را ترك نمودند، عصر آن روزى كه حضرت شهيد شدند در حالى كه ستمها به آن جناب شده بود در بين اقرباء و پيروانش در گودال روى خاكها افتاده بودند، اهل بيتش در آن بيابان تنها و دور از جدّ و منزل و كاشانهشان به حالتى غمگين و اندوه بودند، اين آزمايش براى احدى اتفاق نمىافتد مگر آنان كه خداوند امتحانشان كرده و قلبى مالامال از ايمان داشته و به حقّ ما عارف و آگاه مىباشند.