ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٢٠٦ - باب بيست و يكم در بيان لعنت نمودن حق تبارك و تعالى و انبياء عظام در حق قاتلين حسين بن على عليهما السّلام
از محمّد بن سنان از ابى سعيد قماط از ابن ابى يعفور از حضرت ابى عبد اللَّه ٧ نقل نمود كه آن جناب فرمودند:
روزى رسول خدا ٦ در منزل حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها تشريف داشته در حالى كه حضرت امام حسين ٧ در دامن آن جناب بودند، حضرت گريسته و به سجده رفته سپس فرمودند:
اى فاطمه، اى دختر محمّد! در اين ساعت و در همين مكان خداوند علىّ اعلى[١] در بهترين صورت و زيباترين شكل خود را به من نشان داد و گفت:
اى محمّد آيا حسين را دوست دارى؟
گفتم: بلى، نور ديده و گل خوشبو و ميوه دل و پرده ما بين ديدهگان من است.
در حالى كه دست بر سر حسين ٧ نهاده بود[٢] به من فرمود:
اى محمّد: بركت حاصل مىشود از مولودى كه بر او بركات و رحمت و رضوان من مىباشد و لعنت و غضب و عذاب و ذلّت و عقوبت من بر كسى كه او را كشته و نصب عداوتش نموده و با او دشمنى كرده و با وى به حرب برخاسته است.
بطور حتم و قطع او سرور شهداء است از اوّلين و آخرين در دنيا و آخرت ....
[١] - مقصود رسول حق تبارك و تعالى است يعنى جبرئيل ٧.
[٢] - مراد از قرار دادن حق تعالى دست بر سر آن حضرت افاضه رحمت مىباشد.