ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٢٦٣ - باب بيست و ششم گريستن تمام مخلوقات بر حضرت حسين بن على عليهما السّلام
(١) اى ابو بصير درياها نزديك بود شكاف برداشته در نتيجه برخى در بعضى ديگر داخل شوند و قطرهاى از آب درياها نيست مگر آنكه فرشتهاى بر آن موكّل است، لذا هر گاه فرشته موكّل بانك دريا و خروش آن را بشنود با زدن بالش خروش و طغيان را خاموش و ساكت مىكند و آنها را حبس و نگاه داشته تا بر يك ديگر داخل و وارد شوند و اين نيست مگر بخاطر خوف و هراس بر دنيا و آنچه در آن و كسانى كه بر روى زمين مىباشند و پيوسته فرشتگان از روى شفقت و ترحّم به واسطه گريستن درياها مىگريند و خدا را خوانده و به جانبش تضرّع و زارى نموده و اهل عرش و اطراف آن نيز جملگى در تضرّع و ناله مىباشند.
صداهاى فرشتگان بلند است كه به خاطر خوف و هراس بر اهل زمين همواره حق تعالى را تقديس و تنزيه مىنمايند و اگر احيانا صداى آنها به زمين برسد اهل زمين به فرياد آمده و كوهها قطعه قطعه شده و زمين اهلش را مىلرزاند.
ابو بصير مىگويد: محضر مبارك امام ٧ عرضه داشتم:
فدايت شوم اين امر بسيار عظيم و بزرگ است! حضرت فرمودند: از اين عظيمتر غير آن، يعنى خبرى كه نشنيدهاى مىباشد.
سپس فرمودند: اى ابو بصير! دوست ندارى در زمره كسانى باشى كه حضرت فاطمه عليها السّلام را كمك مىكنند؟
ابو بصير مىگويد: وقتى امام ٧ اين كلام را فرمودند بطورى كه گريه به من دست داد كه قادر بر سخن گفتن نبودم و چنان بغض گلويم را مىفشرد كه توانايى بر تكلّم نداشتم.
سپس حضرت بپا خواسته و به نمازخانه تشريف برده و به خواندن دعا پرداختند.
پس از مجلس حضرت با چنين حالى بر خاسته و بيرون آمدم پس نه طعام خوردم و نه خوابيدم و صبح روز بعد را با حالى ترسان روزه گرفته تا آنكه