ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١٠١٣
حديث چهاردهم ترجمه:
(١) محمّد بن الحسن بن احمد بن وليد، از محمّد بن الحسن الصّفّار، از عبّاس بن معروف، از عبد اللَّه بن عبد الرّحمن اصم، از حسين، از حلبى، وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه ٧ به من فرمودند:
هنگامى كه حسين ٧ كشته شد اهل ما شنيدند قائلى در مدينه مىگفت:
امروز بلاء بر اين امّت نازل شده ديگر سرور و شادى نخواهند ديد تا وقتى كه قائم شما قيام كند و سينهها را با قيامش شفاء داده و دشمنانتان را بكشد، و در مقابل آن تنها ماندهاى كه خونش قصاص نشد و به انتقام آن تنها ماندههائى را بكشد.
اهل ما از شنيدن اين صدا به فزع آمده و گفتند:
گوينده اين صدا را ما نمىشناسيم كيست، پس بعدا كه خبر شهادت حسين ٧ به ايشان رسيد حساب كردند دقيقا سخن و تكلّم آن متكلّم همان شبى بود كه روزش حضرت امام حسين ٧ شهيد شدند.
عرض كردم: فدايت شوم: تا كى شما و ما در سوز اين كشتار و وقوع آن سوخته و در خوف و سختى بسر بريم؟
حضرت فرمودند: تا زمانى كه هفتاد مرتبه رخنه و شكاف و فرجه پيدا شده بطورى كه بين هر فرجه و فرجه ديگر فاصله بوده و بهم متّصل نباشند و وقت فرجه هفتادمين كه رسيد پرچمها پيدا شده كه بترتيب مىآيند و سپس ايستاده و درنگ مىكنند گويا مرواريدهائى بوده كه برشته كشيده شدهاند پس كسى كه آن وقت را درك كند چشمش روشن باد.
زمانى كه حسين ٧ كشته شد شخصى در ميدان حاضر شد در حالى كه لشكريان اهل كفر در جايگاهشان بودند، پس آن شخص فريادى برآورد به طورى كه تمام را از هر گونه حركتى بازداشت، پس به آنها گفت: