ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١٠٠٦
دوست خود قرار نمىدادم) (١) نيز مىگويد:
حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ (تا وقتى كه از دنيا به سوى ما باز آيد آن گاه با نهايت حسرت مىگويد: اى كاش ميان من و آن شيطان فاصلهاى به دورى مشرق و مغرب بود كه او همنشين بسيار بدى براى من بود). و نيز مىگويد:
وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ (واى ستمكاران هرگز در آن روز پشيمانى به حال شما سودى ندارد زيرا در دنيا ظلم كرديد و امروز با شياطين در عذاب دوزخ شريك هستيد) و نيز مىگويد:
أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِي ما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (تو خود ميان بندگان در آنچه خلاف و نزاع مىكنند حكم فرما) پس به ايشان گفته مىشود:
آگاه باشيد: لعنت خدا بر ستمكاران باد آنان كه بندگان خدا را از راه خدا باز مىدارند و راه كج را مىطلبند و به عالم آخرت اعتقاد ندارند.
و اوّلين نفرى كه در ظالمين حكم نموده و ايشان را محاكمه مىفرمايد حضرت حسن بن على ٧ است كه در قاتل خويش به حكومت مىپردازد و سپس قنفذ (قاتل حضرت زهرا سلام اللَّه عليها) را مورد محاكمه قرار مىدهد پس قاتل آن حضرت و قنفذ و صاحب قنفذ را آورده سپس با تازيانهئى از آتش ايشان را مىزنند، اگر يكى از اين تازيانهها در دريا بيفتد از شرق تا غرب دريا به غليان و جوش آمده چنانچه اگر آن را روى كوههاى دنيا بياندازند آنها را ذوب كرده تا خاكستر شوند پس با اين تازيانهها ايشان را مىزنند.
سپس امير المؤمنين ٧ روى انگشت پاها در مقابل حق تعالى براى خصومت و دادخواهى با فلانى كه در چاه عذاب است مىايستد، پس چاه را بر ايشان