ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٢٥٨ - باب بيست و ششم گريستن تمام مخلوقات بر حضرت حسين بن على عليهما السّلام
حديث ششم ترجمه:
(١) محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى از پدرش، از على بن محمّد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرى، از عبد اللَّه بن عبد الرحمن الاصمّ، از أبى يعقوب از أبان بن عثمان، از زراره نقل نموده كه وى گفت:
حضرت ابو عبد اللَّه ٧ فرمودند:
اى زراره آسمان تا چهل روز بر حسين بن على عليهما السّلام خون باريد و زمين تا چهل روز تار و تاريك بود و خورشيد تا چهل روز گرفته و نورش سرخ بود و كوهها تكه تكه شده و پراكنده گشتند و درياها روان گرديده و فرشتگان تا چهل روز بر آن حضرت گريستند و هيچ زنى از ما اهل بيت خضاب نكرد و روغن به خود نماليد و سرمه نكشيد و موهايش را شانه نزد تا وقتى كه سر عبيد اللَّه بن زياد را به نزد ما فرستادند و پيوسته بعد از شهادت آن حضرت چشمان، اشك آلود بود و هر گاه جدّم ياد آن حضرت را مىنمود محاسنش از اشك خيس مىگشت بطورى كه هر كس آن جناب را مىديد به حالش ترحّم نموده و از گريهاش به گريه مىافتاد و فرشتگانى كه نزد قبر آن حضرت هستند جملگى مىگريند و از گريه ايشان تمام فرشتگان در آسمان و زمين گريه مىكنند، هنگامى كه روح مطهّر آن حضرت از كالبد شريفش خارج شد دوزخ فرياد و بانگى زد كه نزديك بود از صداى آن زمين منشق شود و زمانى كه روح خبيث عبيد اللَّه بن زياد و يزيد بن معاويه از بدن كثيفشان خارج گرديد جهنّم جيغى كشيد كه اگر حق تعالى بوسيله فرشتگان حافظ دوزخ آن را كنترل و حبس نمىنمود تمام موجودات روى زمين از هيبت آن مىسوختند و اگر آتش جهنّم از حق تعالى اذن مىداشت هيچ جنبندهاى را روى زمين باقى نمىگذارد بلكه تمام را مىبلعيد منتهى مأمور و اسير فرمان او است و بدون أمر حق جلّت عظمته حركتى از آن صادر نمىشود و مع ذلك چند مرتبه بر نگهبانان طغيان كرده تا بالأخره جبرئيل در آنجا حاضر شد و بالش را بر آن زد تا ساكت گرديد.