ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١٢٩ - باب يازدهم زيارت قبر امير المؤمنين
(١) خداوندا نسبت به دوستانت براى من زبانى صادق و راستگو قرار بده و حب و دوستى زيارت مشاهدشان را نصيبم گردان تا اينكه به ايشان ملحقم نموده و در دنيا و آخرت تابع و دنباله رو آنها قرارم دهى اى مهربانتر از هر مهربانى.
سپس بالاى سر آن حضرت بنشين و بگو:
سلام خدا و سلام فرشتگان و سلام آنان كه با قلبشان تسليم تو بوده و به فضل تو گويا و مقرّ بوده و شهادت مىدهند كه تو راست گو و بسيار راستگو مىباشى، بر تو اى آقاى من، سلام خدا بر تو و بر روح و جسم تو، شهادت مىدهم كه تو پاكيزگى و پاك و پاك شده مىباشى.
شهادت مىدهم اى ولىّ خدا و ولىّ رسولش كه تو آنچه را مأمور به رساندنش بودى رساندى و امانتى كه نزدت بود اداء كردى و شهادت مىدهم كه تو نزديكترين خلق به خدا بوده و باب اللَّه (يعنى از راه تو بايد به خدا نزديك شد) هستى و وجه اللَّه مىباشى (يعنى اگر كسى بخواهد روى به خدا كند بايد به تو روى نمايد) و شهادت مىدهم كه تو دوست خالص خدا و بنده او و برادر رسولش مىباشى.
همانا از راه دور به نزد تو آمدهام زيرا حال و منزلتت نزد خدا و رسولش بسيار عظيم و عالى است.
به نزدت آمدهام به حال زيارت در حالى كه بواسطه اين زيارت به حق تعالى تقرّب جسته و رهائى نفسم از زندان شهوات را طلب نموده و از آتش دوزخى كه همچون من به واسطه جنايت بر نفس و ظلم بر خود استحقاقش را دارم به تو پناه مىبرم.
به نزدت آمدهام در حالى كه از ديگران جدا و به تو و فرزندانت كه در هدايت مردم و رفع شبهات و ازاله جهل از ايشان جانشينان بعد از تو هستند متّصل و مايلم لذا دل و قلبم تسليم و افعال و اعمال تابع و كمك و نصرتم براى تو آماده مىباشد و من بنده خدا و در طريق طاعت و فرمان بردارى غلامت بوده و در كوچ