ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٦٤٠ - زيارت اوّل
روى و عدالت امر فرمودى، و به سوى اين دو ديگران را خواندى، و شهادت مىدهم كه تو خون خدا در روى زمين مىباشى حتّى حضرت بارى تعالى از جميع خلقش (يعنى كسانى كه در خون تو دست داشته و يا به آن راضى بودهاند) خون خواهى مىكند.
سپس دو طرف صورت را بر قبر بگذار و پس از آن بنشين و هر ذكرى كه خواستى بگو و متوجّه به خدا بشو پس از آن بگرد و دو دست را پائين پا بگذار و بگو:
صلوات و رحمت خدا بر جان و جسمت باد، راست گفتى و تو راست گو و مورد تصديق مىباشى، و خدا بكشد آنان را كه با دست و زبان تو را كشتند.
سپس رو به على اكبر فرزند آن حضرت كن و آنچه خواستى بگو:
(يعنى طالب خون تو خدا مىباشد) خونى كه خونخواهى و طلب نمىشود مگر به وسيله اولياء و دوستانت، خدايا محبوب من گردان مشاهد و شهادت ايشان را (يعنى شهادت را محبوب من گردان) تا من را به ايشان ملحق گردانى و نيز من را در دنيا و آخرت تابع ايشان نمائى.