ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٨٤١ - باب نود و يكم شفاء بودن تربت قبر حضرت امام حسين
رساند، (١) قبل از آن قادر نبودم مستقلا روى پا خود بايستم و از خود مايوس شده بودم، وى شربت را كه به من داد و من آن را نوشيدم بوئى به آن خوشى تا بحال استشمام نكرده و مزهاى تا بحال به آن پاكيزگى نچشيده و طعمى به آن مطبوعى تاكنون حس ننموده و بگواراتر از آن هرگز برنخورده بودم، و هنگامى كه آن را نوشيدم، غلام به من گفت:
حضرت به من امر فرمودهاند به تو بگويم: وقتى نوشيدى نزد من بيا.
من به وخامت حال و شدّت درد خود واقف بودم، لذا حديث نفس نموده و به خود گفتم.
حتما خدمتش مشرّف خواهم شد اگر چه جانم را از دست بدهم، پس به سوى شما روى آوردم ولى گويا از بند رها گشتم، پس حمد و سپاس خدائى را كه شما را رحمت براى شيعيانتان و رحمت براى من نيز قرار داده است.
حضرت فرمودند:
اى محمّد، شربتى كه نوشيدى در آن تربت قبر حسين ٧ بود و آن بهترين داروئى است كه به منظور استشفاء مصرف مىكنند و با آن هيچ دوائى را برابر و مساوى ندان، ما به اطفال و زنان خود آن را مىخورانيم و در آن هر خير و خوبى را ديدهايم.
خدمتش عرضه داشتم: فدايت شوم از آن برداشته و استشفاء به آن بجوئيم؟
حضرت فرمودند:
بسا شخصى آن را اخذ كرده و با خود از حائر بيرون مىبرد و بر ديگران اظهار نموده و مخفى نمىكند پس مرور به جنّى مىكند كه در او مرض و بيمارى بوده يا به حيوان و موجودى كه داراى آفت است مىگذرد پس آن را مىبويند و بركتش زائل گشته و بدين ترتيب بركت آن براى غير مصرف مىشود امّا تربتى را كه ما با آن دردها را معالجه مىكنيم اين طور نيست، و اگر ديگران نيز رعايت كنند و آنچه را كه برايت گفتم منظور داشته و تربت مأخوذ را از مراى و منظر ديگران بر حذر