ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٩٨٢
(١) حضرت فرمودند:
اى پسر بكير، مىدانى اين چه كوهى است؟
عرض كردم: خير.
فرمودند:
اين كوهى است بنام «كمد» و آن در وادى از وادىهاى دوزخ بوده و در آن قاتلين پدرم امام حسين ٧ نگه داشته شدهاند، در اين كوه از زير قاتلين آبهاى جهنّمى جارى مىباشند، اين آبها عبارتند از:
غسلين (آبى كه از پوست و گوشت دوزخيان جارى است)، صديد (آبى كه ناشى از چرك و زرد آب باشد) حميم (عرق دوزخيان را گويند) آبى كه از چاه جوّى خارج مىشود و آن آبى است گنديده و متعفّن، آبى كه از چاه فلق در دوزخ خارج مىشود و آن آبى است حاصل از چرك و خون مجرمين، آبى كه از خبال يعنى چرك بدن دوزخيان جارى است، آبى كه از جهنم روان است، آبى كه از لظى (وادى از وادىهاى جهنم) بيرون مىآيد، آبى كه از حطمه (وادى از وادىهاى جهنم) خارج مىشود، آبى كه از سقر (وادى از وادىهاى جهنّم) بيرون مىآيد آبى كه از حميم (وادى از وادىهاى دوزخ) خارج مىشود، آبى كه از هاويه (وادى از وادىهاى دوزخ) بيرون مىآيد، آبى كه از سعير (وادى از وادىهاى دوزخ) خارج مىشود.
و من در هيچ يك از سفرهايم به اين كوه مرور نكرده و نه ايستادم مگر آنكه آن دو را ديدم كه به من استغاثه و التماس مىكردند و نيز قاتلين پدرم را مشاهده نمودم، به آن دو گفته و مىگويم:
اين قاتلين آنچه را كه شما تأسيس كردهايد انجام دادهاند، چرا وقتى زمام امور به دستتان بود به ما رحم نكرده و ما را كشتيد و از حقوق خود محروممان نموديد و بر قتل و كشتن ما اقدام كرده و استبداد محض و كامل را به اجراء گذارديد خدا رحم نكند به كسى كه به شما دو نفر رحم كند بچشيد وزر و وبالى را كه خود