ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٩٧٩
(١) محضرش عرض كردم: فدايت شوم قبلا من به زيارت آن حضرت مىرفتم تا وقتى كه مبتلا به سلطان شده و من را مستحفظ اموالشان قرار دادند و چون من نزد ايشان مشهور و معروف بودم از اين رو زيارت آن جناب را تقيّه ترك كردم در حالى كه به ثواب و اجر زيارت آن حضرت كاملا واقف و آگاه هستم.
حضرت فرمودند:
آيا فضل و برترى كسى كه به زيارت آن حضرت رود را مىدانى؟ و آيا خير عظيم و جزيلى كه براى او نزد ما هست را آگاهى؟
عرضه داشتم: خير.
حضرت فرمودند:
امّا فضل او: تمام فرشتگان آسمان به او مباهات مىكنند.
و امّا خير عظيمى كه براى او نزد ما است: هر صبح و شام بر او رحمت مىشود.
سپس مصنّف كتاب رحمة اللَّه مىفرمايد:
پدرم برايم نقل نمود كه از زمان شهادت آن حضرت آن مكان يك آن از نمازگزار خالى نمانده بلكه از آن تاريخ تا حال يا فرشتگان و يا جنّ و يا انس و يا وحوش در آن مكان مقدّس به عبادت و نماز اشتغال داشتهاند، و هيچ موجودى نيست مگر آنكه به حال زائر آن حضرت غبطه مىخورد و او را مسح كرده و به او نظر كرده و در اين نظر اميد خير دارد زيرا شخصى كه وى به او نگريسته به قبر آن حضرت نظر افكنده است.
سپس حضرت فرمودند:
خبر به من دادهاند كه از نواحى كوفه گروهى از غير اهل كوفه و زمانى به زيارتش رفته و بر آن حضرت ندبه و زارى نمودهاند و اين زيارت در نيمه شعبان صورت گرفته، از اين گروه بعضى به قرائت قرآن مشغول بوده و برخى قضايا و حوادث واقعه كربلاء را براى ديگران بازگو كرده و جماعتى به ندبه و زارى