درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٧ - حديث ٧ از اصول كافى
ندارد و محدود بحدى نخواهد بود وجود او ازلى و فوق زمان و زمانيات است.
بر اين اساس سبقت وجودى و خالقيت و ذاتى دارد كه فرمود
(هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ).
چنانچه گفته شود چگونه علت فاعلى بصورت علت غائى در مىآيد در صورتى كه فاعل و علت قبل از شىء است و غايت و مرجع بعد از شىء و موجود است.
پاسخ آنست كه علت فاعلى در امور زمانى و عالم ماده حركت و فعل زمانى خواهد بود مثل عمل نجارى است زيرا حركت سبب وقوع فعل زمانى مىشود و غايت نيز بدين جهت كه فعل نجارى است متأخر خواهد بود ولى در مواردى كه فوق نظام حركت است فاعل و علت غائى بر حسب وجود و احاطه علمى متحد خواهد بود.
هم چنان كه حقيقت علت غائى عين علت فاعلى خواهد بود مثلا شخص گرسنه غذا ميخورد كه بىنياز و رفع گرسنگى او بشود پس اقدام بصرف غذا در اثر تخيل بىنيازى و رفع گرسنگى است كه از حد تخيل بحد معين و حقيقت برسد پس سيرى بر حسب تخيل كه كمالى است علت فاعلى است كه اقدام بصرف غذا نمايد و شخص سير كه گرسنگى او رفع شده علت غائى است نتيجه اينكه تخيل حالت بىنيازى از غذا و سيرى سبب فاعل است و حقيقت بىنيازى و سيرى سبب غائى خواهد بود و باعتبار وجود علمى و خيالى سبب فاعل است و باعتبار وجود عينى غايت خواهد بود.
قبل بودن و يا بعد بودن ساحت كبريائى از موجودات و مخلوقات بلحاظ زمان نيست كه در حال واحد صدق آن دو امكان ناپذير است بلكه اوليت بلحاظ خلق و آفرينش است هم چنين آخريت به لحاظ اينكه ساحت پروردگار غايت و منتهى اليه موجود است و ازلى است.