درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٦ - حديث ٧ از اصول كافى
همچنان كه سلسله موجودات سماوات و ارض بتواضع و انقياد و تسبيح و تنزيه او از نقص و امكان اشتغال ميورزيدند بر طبق آيه (يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) و در آيه (أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ) اعلام نموده سايه كه صبح و پسين بسوى مشرق و مغرب كشش يافته و پديد مىآيد شاهد سجده و تواضع و انقياد وجودى.
و نيز اعلام عظمت كبريائى است كه اهل خرد نواى آنها را مىشنوند و مىفهمند بالاخره همه موجودات هر يك بر حسب بهره وجودى كه دارد در مقام عبوديت ذاتى و وجودى بر مىآيد جز بشر كه فريفته خود خواهى باشد در مقام تمرد خواهد بر آمد در صورتى كه فطرت او نيز انقياد خود را دارد و هرگز از آن اعراض نخواهد نمود.
قوله (ع): و كلت عن ادراكه طروف العيون و قصرت دون بلوغ صفته اوهام الخلائق:
هرگز ديدگان بحريم كبريائى او نتوانند نظر افكنند هم چنين انديشه و افكار مردم بحقيقت و كنه صفات او پى نخواهند برد زيرا وحدت و وجود و همه كمالات وجودى كبريائى ساحت او مجهول الكنه مىباشد.
قوله (ع): الاول قبل كل شىء و لا قبل له و الآخر بعد كل شىء و لا بعد له:
ساحت كبريائى سبقت او بر عوالم امكانى نه از نظر سبقت زمانى است زيرا زمان محدود و مخلوق است بلكه اوليت او در اثر خلق و آفرينش است و آخريت او نيز از نظر اينكه منتهى سير و سلوك و مرجع همه موجودات است و صفت ذاتى اوليت او دليل گويائى است كه وجود حقيقى و بسيط است و ماهيت