درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠١ - حديث ٧ از اصول كافى
از نظر خفاء حريم ذات و نهايت ظهور آثار و حسن تدبير او از رسولان و پيامبران در مقام سؤال و آموزش بر آمدهاند از نظر اينكه آنان از تعليمات ربوبى و سروشهاى غيبى پيوسته بر خور دارند و آنان اعرف و عالمتر بآنچه ساحت كبريائى او شايسته از صفات و كمالات است هم چنان كه فرعون در مقام سؤال بر آمد گفت (وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ) از حد و معرف ناقص سؤال نمود حضرت موسى عليه السّلام از نظر اعراض از چگونگى سؤال فرعون كه ماهيت و حد ذاتى ندارد فرمود (رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ) ديگر (رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ) و نيز آيه (رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ) را پاسخ گفت.
قوله عليه السلام: و قيد ان كنتم موقنين:
و ان كنتم تعقلون
بمنظور امعان نظر و تفكر و تحصيل برهان و شهود است باينكه توصيف رسولان و اشاره بآثار خلقت در صورتى سبب ايمان و عقيده ثابت مىشود كه در آن باره تفكر نمود و در مقام قبول حق و پذيرش بر آمد هم چنان كه فرعون در مقام لجاج بر آمد و گفت (لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُونَ) بدرباريان خود گفت نمىشنوند پاسخ مرا چه ميگويد من از حقيقت و هويت خداى او سؤال مىنمايم او از آسمان زمين و مشرق و مغرب پاسخ ميدهد.
واجب الوجود بحت و بسيط است تركيب در او هم چنين شائبه تركيب در كبريائى او نيست يعنى جنس و فصل و ذات و ذاتيات تركيبى ندارد زيرا گفته شد كه وجود بحت و بسيط محال است در او تركيب عقلى و يا خارجى و يا وهمى باشد نتيجه اينكه نميتوان بوسيله اجزاء داخلى يا عقلى مورد سؤال قرار بگيرد.
تعريف حقيقه شىء يا بنفس همان حقيقت است و يا بشىء از اجزاء آنست و يا بامر خارج از آن و بآنچه تركيب يافته از داخل و خارج اما تعريف بنفس محال است زيرا معرف قبل از معرف معلوم است و چنانچه شىء تعريف شود بخودش لازم آن آنست كه قبلا معروف بوده است.