پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٥ - ٤ غصب فدك
و پرسيد: اين نوشته چيست؟
ابو بكر گفت: فاطمه مدعى فدك شده و امّ ايمن و على بر آن گواهى دادند و من سند فدك را برايش نوشتم. عمر نوشته را از فاطمه گرفت و آب دهان بر آن ريخت و پاره كرد و فاطمه عليها السّلام گريان از آنجا بيرون رفت.
روايت شده: امام على عليه السّلام در مسجد، نزد ابو بكر آمد و به او فرمود: ابو بكر! چرا فاطمه را از ارث پدرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم محروم كردى؟ فدك در زمان حيات پدر بزرگوارش به ملكيّت زهرا در آمده بود.
ابو بكر در پاسخ گفت: اين غنيمت، مربوط به مسلمانان است، اگر فاطمه گواه بياورد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فدك را به او اختصاص داده، از آن اوست وگر نه هيچگونه حقى در آن ندارد.
امير مؤمنان عليه السّلام به ابو بكر فرمود: ابو بكر! ميان ما بر خلاف آنچه خداوند درباره مسلمانان قضاوت كرده، داورى مىكنى؟
گفت: خير.
حضرت از او پرسيد: اگر مسلمانان مالك چيزى باشند و من مدعى آن مال شوم، تو از چه كسى شاهد مىخواهى؟
ابو بكر گفت: از شما كه مدعى هستى شاهد خواهم خواست.
حضرت فرمود: بنابراين، تو چرا از فاطمه كه فدك در اختيار وى، و در زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم و پس از رحلت وى به ملكيت فاطمه عليها السّلام درآمده بود، شاهد خواستى و از مسلمانان كه مدعى آن بودند شاهد نخواستى، همانگونه كه از من در ادعايم بر مال مسلمانان، درخواست شاهد و گواه مىنمايى؟
عمر گفت: على! دست از سر ما بردار، ما در برابر دلايل شما توان مقاومت نداريم، اگر شاهدان عادلى آوردى كه فدك از آن زهراست كه در اينصورت از