پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٧ - ٥ خطبه آتشين زهرا عليها السلام در مسجد پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم
٥. خطبه آتشين زهرا عليها السّلام در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم
آنگاه كه حكومت تصميم گرفت فاطمه را از فدك محروم سازد و اين خبر به گوش زهراى مرضيه عليها السّلام رسيد، تصميم گرفت رهسپار مسجد شده و با ايراد خطابهاى مهم در جمع مردم، مظلوميت خويش را اعلان دارد، اين خبر در مدينه پيچيد كه پاره تن و گل رخشنده نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم قصد دارد در مسجد پدر در جمع مردم، سخن بگويد مدينه از شنيدن اين خبر به خود لرزيد و مردم در مسجد گرد آمدند تا به سخنان مهم زهرا گوش بسپارند.
عبد اللّه بن حسن، از پدران بزرگوارش عليهم السّلام نمايى از اين خطابه را روايت كرده و مىگويد: هنگامى كه ابو بكر و عمر با هماهنگى تصميم گرفتند فاطمه عليها السّلام را از فدك محروم سازند و اين خبر به آن مخدّره رسيد، روسرى بر سر افكند و چادر به تن نمود و به اتفاق جمعى از خدمتگزاران خود و زنان بنى هاشم رهسپار مسجد شد، از فرط ناراحتى دامن چادرش به پاى مباركش مىپيچيد، به گونهاى راه مىرفت كه گويى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم گام بر مىدارد و بر ابو بكر كه در جمع عدّهاى از مهاجر و انصار و ديگر مسلمانان قرار داشت، وارد شد. به احترام فاطمه عليها السّلام پردهاى ميان زنان و مردان در مسجد كشيده شد و آن بزرگ بانو پشت پرده قرار گرفت وقتى نشست آهى سوزان از ژرفاى دل دردمندش بركشيد كه همه به گريه افتادند و مجلس به لرزه درآمد، دخت گرامى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم لحظهاى درنگ كرد تا گريه و شيون و جوش و خروش مردم فرونشست، سپس با حمد و ستايش خدا و نثار درود و سلام به روان پاك رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله و سلم آغاز سخن كرد، بار ديگر مردم به گريه درآمدند، پس از آنكه آرام گرفتند، مجدّدا سخن خويش را آغاز نمود و فرمود: