پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٣ - ١ ماجراى سقيفه
خزرجيان از جا جسته و با ابو بكر بيعت نمودند و پس از آنان اسيد بن حضير و أوسيان همراهش، بيعت كردند و با سر دادن شعار به سود ابو بكر از سقيفه بنى ساعده بيرون آمدند و در مسير راه به هركس مىگذشتند دست او را گرفته و به دست ابو بكر مىكشيدند و هركس سرپيچى مىكرد، عمر بن خطاب او را با تازيانه مورد ضرب و شتم قرار مىداد و با گرد آمدن هواداران خليفه اطراف آن فرد وى را مجبور به بيعت مىكردند و بدينسان، بيعت با ابو بكر بهطور ناگهانى و غافلگيرانه با بيشتر مردم انجام پذيرفت.
از مجموع مطالب ياد شده بهخوبى روشن مىشود كه طرح و نقشه دور ساختن على عليه السّلام از حكومت و دستيابى ديگران به آن، آنگونه كه از قرائن و شواهد پيداست، يك ساعته به وجود نيامده بود و موضعى را كه انصار به رهبرى سعد بن عباده اتخاذ كردند، ناخودآگاه و بدون آمادگى قبلى صورت گرفت؛ چنانكه اين معنا از اختلاف و نقطه نظرات مخالفى كه با يكديگر داشتند پديدار بود؛ همچنين مشخص شد كه ابو بكر و عمر بن خطاب و ابو عبيده جراح به عنوان سران حزب قريش، همان كسانى بودند كه براى دست يابى به خلافت و دور ساختن على بن ابى طالب عليه السّلام از آن عرصه، به نقشه و توطئه دست زده بودند و قوىترين دلايل آنان در برابر انصار تنها دو دليل بود:
١. مهاجران، نخستين گروندگان به اسلاماند.
٢. نزديكترين خويشان رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بهشمار مىآيند.
اين سردمداران پس از اقامه اين دليل و برهان، در حقيقت به محكوميت خويش سخن گفتند زيرا به ادعاى آنان اگر قرار بود خلافت با قدرت شمشير و اسلام آوردن و خويشاوندى نزديك به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به كسى تعلق بگيرد، تنها على عليه السّلام شايستگى چنين معنايى را داشت، چون به اتفاق همه مسلمانان،