پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٠ - ١ ماجراى سقيفه
مهاجران رسيد، خانه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را ترك گفته و به سرعت خود را به سقيفه بنى ساعده رساندند، سخنگوى انصار به پا خاست و به بيان ويژگىهاى انصار پرداخت و عملكرد و جانفشانىهاى آنان را در راه اسلام، ستود و از مهاجران خواست تا نقش انصار را ناديده نگيرند و بخشى از امور مربوط به خلافت را در اختيار آنان قرار دهند و پس از او ابو بكر به سخن پرداخت و فضايل و افتخارات قريش را يادآور شد و عملكرد اعراب قبل از اسلام و فخر و مباهات آنان به نياكان قريش را يكبار ديگر در اذهان مردم زنده كرد.
در روايت عقد الفريد آمده است كه: ابو بكر گفت: ما مهاجران، نخستين كسانى بوديم كه به اسلام گرويديم و از افتخاراتى بيش از ديگران برخورداريم، و نقش محورى داريم، شخصيّتمان برتر از سايران و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم از همه نزديكتريم، سپس ادامه داد و گفت: عرب جز به فرمان اين قبيله از قريش، گردن نمىنهد. از اينرو، در راستاى فضيلتها و ويژگىهايى كه خدا به برادران مهاجر شما عطا كرده، با آنان به رقابت برنخيزيد، من خرسندم از اينكه شما به يكى از اين دو تن بيعت كنيد و با دست خود به عمر بن خطاب و ابو عبيده جراح اشاره كرد.
ابو بكر كه- درباره قريش و افتخارات آنان به ويژه از مهاجران سخن مىگفت- فرياد بشير بن سعد خزرجى را كه از گوشه مجلس بلند شد، غنيمت شمرد و بشير كه آتش حسد نسبت به پسر عمويش سعد بن عباده وجودش را فراگرفته بود، گفت: مردم! پيامبر شما از قبيله قريش است و افراد قبيلهاش به او سزاوارتر از ديگرانند، به خدا سوگند! من در مسأله خلافت هرگز با مهاجران به نزاع و كشمكش نخواهم پرداخت.
حباب بن منذر خزرجى به جهت ابراز چنين شيوه دروغين و نفاق و