پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٩ - ٤ سفارش لحظه وداع
حاضران به نزاع و كشمكش پرداختند و گفتند: رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم هذيان مىگويد و بنا به نقلى عمر گفت: بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم شدت يافته [كه چنين سخنى بر زبان مىراند] همان كتاب خدا براى ما كافى است [و نيازى به سفارش پيامبر نداريم] بدين ترتيب، جمعيّت به اختلاف پرداخته و هياهو و سر و صدا به نحوى بالا گرفت كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: از پيشم برويد، نزد من نزاع و كشمكش جايز نيست.[١]
فاطمه زهرا عليها السّلام همه اين رويدادها را با دلى پر از اندوه و چشمى اشكبار شاهد بود و گويى آن مخدّره در انتظار روزهايى با رخدادهايى دشوارتر، به سر مىبرد.
٤. سفارش لحظه وداع
آنگاه كه بيمارى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم شدت يافت و لحظات وفات آن بزرگوار فرارسيد، امير مؤمنان عليه السّلام سر مبارك آن حضرت را در آغوش خود نهاد، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم از هوش رفت و فاطمه به چهره پدر مىنگريست و برايش نوحهسرايى مىكرد و مىگريست و مىگفت:
آن چهره نورانى كه به احترامش از ابر، درخواست باران مىشود، پناه و نگاهدار يتيمان و بيوهزنان بود.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم چشمان مبارك خويش را گشود و با صدايى ضعيف به فاطمه فرمود:
«بنيّة! قولي»: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ؛
[١] . كامل ابن اثير ٢/ ٣٢٠، چاپ دار الفكر بيروت، صحيح بخارى كتاب العلم، باب كتابة العلم.