پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٨ - ٣ حجة الوداع
فاطمه زهرا عليها السّلام و امير المؤمنين عليه السّلام در دوران بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم تا لحظه وفات آن حضرت بيش از همه مردم در كنار نبىّ اكرم قرار داشته و به وى نزديك بودند. از على عليه السّلام روايت شده فرمود: معاذ، از عايشه پرسيد: وضعيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم هنگام بيمارى و رحلت چگونه بود؟ عايشه در پاسخ گفت:
معاذ! من هنگام وفات پيامبر، حال او را مشاهده نكردم، دخترش فاطمه اينجا حضور دارد مىتوانى از او بپرسى.[١]
فاطمه زهرا عليها السّلام هنگام بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نزد همسران آن حضرت مىرفت و بدانها مىفرمود: بر پيامبر دشوار است نزد يكايك شما بيايد، گفتند:
اشكال ندارد.[٢]
بيمارى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم لحظه به لحظه شدت مىيافت، حضرت در بستر مرگ قرار داشت و زهرا با حضور در كنار پدر، غم و اندوهش فزونى مىيافت و مىگفت: پدر جان! مصيبت تو چقدر اندوهبار است! گاهى به چهره رنگ پريده پدر خيره مىشد و گاهى اشكهاى گرمش بر رخسار وى جارى مىگشت و گاهى براى سلامتىاش دعا مىكرد.
بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم چنان فزونى يافت كه از شدت درد از هوش رفت، وقتى به هوش آمد ديد ابو بكر و عمر و عدهاى ديگر اطراف او هستند، بدانها فرمود: مگر به شما فرمان ندادم سپاه اسامه را همراهى كنيد؟ ولى آنان به بهانه تراشى پرداختند، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم كه از راز دل آنان و نقشههايى كه براى ماندن در مدينه مىكشيدند تا محور رهبرى اسلامى را بربايند، آگاه و با خبر بود، بدانان فرمود:
برايم دوات و كاغذ بياوريد تا برايتان سفارشى بنگارم كه پس از من به دام گمراهى گرفتار نشويد.
[١] . الاصابة ١/ ١٧٨ چاپ مصر.
[٢] . عوالم العلوم ١١/ ٣٩٠.