پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٣ - الف زهرا عليها السلام پيش از فتح مكه
خويش در موارد بسيارى از مبارزات و صبر و بردبارى و جهاد پدر، با آن بزرگوار تشريك مساعى داشت.
روايت شده: رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در بازگشت از نبردى، با ورود به شهر، داخل مسجد شد و دو ركعت نماز بجا آورد و آنگاه- طبق معمول- قبل از رفتن به خانههاى همسرانش، به خانه زهرا رفت تا از وى ديدار و از ديدنش شادمان گردد ولى زهرا عليها السّلام با مشاهده آثار خستگى زايد الوصفى در چهره پدر بزرگوار، نگران شد و به گريه افتاد، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم پرسيد: فاطمه جان! چرا گريه مىكنى؟ عرضه داشت: پدر جان! مىبينم رنگ چهره مباركت زرد شده است. حضرت فرمود:
فاطمه جان! خداى عزّوجلّ پدرت را به رسالتى برانگيخته كه وارد هر خانهاى چه از خشت و گل و چه از چادر موئين خواهد شد، به عزّت در ايمان و يا به ذلّت در كفر و بدين ترتيب رسالت پدرت همه كره زمين را فراخواهد گرفت.[١]
مهر و عاطفه و توجه و عنايت و ايثار و از خودگذشتگى و مشاركت زهرا عليها السّلام با پدر بزرگوارش به عنوان رهبر و پيامبر عظيم الشأن اسلام در سختىها و تنگناها، محدود به همين نمىشد. روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم كه در كنار يارانش براى سنگربندى مدينه و حراست از اسلام، مشغول حفر خندق بود فاطمه زهرا عليها السّلام كه قرص نانى در دست داشت خدمت پدر رسيد و آن را به دست حضرت داد، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: فاطمه جان! چه برايم آوردهاى؟ عرضه داشت: اين نانها را براى فرزندانم پخته بودم و قرصى از آن را براى شما آوردم. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: دخترم! اين نخستين غذايى است كه پدرت پس از سه روز در دهان مىنهد.[٢]
[١] . فضائل الخمسه فيروزآبادى ٣/ ١٦١، حلية الأولياء ابو نعيم ٢/ ٣٠، كنز العمال ١/ ح ١٤٤٨.
[٢] . ذخائر العقبى ٤٧، فضائل الخمسه ٣/ ١٦١.