پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٢ - الف زهرا عليها السلام پيش از فتح مكه
پدر و صبر و بردبارى آن حضرت و ناظر مجروح شدن وجود مقدس نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در جنگ (احد) و شكسته شدن دندان مبارك آن بزرگمرد بود و با چشم خود مىديد كه منافقان پدرش را چگونه تنها گذاشتند و نظارهگر شهادت عموى پدرش حضرت حمزه شير خدا و جمعى از مؤمنان برجسته و ياران آن حضرت بود.
روايت شده: هنگامى كه فاطمه زهرا عليها السّلام و صفيّه- پس از جنگ احد- خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم شرفياب شدند و چشمشان به وجود مقدس پيامبر افتاد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به على عليه السّلام دستور داد: (على جان) مگذار عمّهام وضعيّت مرا ببيند او را نگاه دار ولى اجازه بده فاطمه نزدم بيايد. وقتى فاطمه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نزديك شد و چشمش به پيشانى شكسته و دهان پر از خون پدر افتاد، فرياد زد و به پاك كردن خون مشغول شد و همواره مىگفت: خشم شديد خدا بر كسانى كه چهره پيامبر خدا را خونين ساختند. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم با دست مبارك خود، خون چهرهاش را برمىگرفت و به هوا مىپاشيد و قطرهاى از آنها باز نمىگشت.[١]
فاطمه عليها السّلام مىكوشيد زخم بدن رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را پانسمان كند و از خونريزى جلوگيرى به عمل آورد، على عليه السّلام بر زخم آب مىريخت و فاطمه آن را شستشو مىداد و زمانىكه دخت رسول خدا از بند آمدن خون مأيوس شد قطعه حصيرى را در آتش سوخت و به خاكستر تبديل شد و خاكستر آن را بر زخم نهاد تا خونريزى قطع شد.[٢]
تاريخ حاكى است كه زهراى مرضيه عليها السّلام با روح و احساسات لطيف
[١] . بحار الانوار ٢/ ٩٦، احمد بن حنبل در مسند خود ٥/ ٣٣٤ روايت را به همين معنا آورده است.
[٢] . فضائل الخمسه ٣/ ١٦١.