صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٠ - استدلال مخالفان ولايت فقيه
اين پرچم سينه مىزنند! منتها بعضيشان شيطنت هم دارند، زير اين پرچم بر خلاف پرچم عمل مىكنند. بعضيها همان استفاده مىخواهند، آنها ضررشان كمتر است. آنهايى كه همين مىخواهند كه يك بهرهاى داشته باشند، آنها ضررشان كمتر است. خوب، بهرهشان هم مىبرند، اما ضرر كم دارند. اما يك دستهاى هستند كه اينها يا مُعوَجاند و ادراكشان ناقص است؛ و يا اينكه نه، ادراكاتشان هم خوب است و از روى نقشه كار مىكنند و ديگران به آنها گفتهاند اين كارها را بايد بكنيد و مىكنند. اينها البته خطرناكاند.
استدلال مخالفان ولايت فقيه
اين طايفه الآن هستند كه حالا هم وقتى كه صحبت مىشود، مىنويسند؛ چه مىكنند؛ هِى كوشش مىكنند كه اسلام نباشد. آن چيزهايى كه مال اسلام است هى كوشش مىكنند با زبانهاى مختلف، گاهى به دلسوزى در قضيه ولايت فقيه كه اين چند روز داغ شده است، خوب اينها ديدند كه يك كار خطرناكى است براى آنها براى اينكه يك حكومت اسلامى دارد درست مىشود؛ اينها هم نمىخواهند اين را. گويندهشان گاهى مىگويد كه بگذاريد كه روحانيون قداستشان را حفظ بكنند! «قداست روحانيون» كه اينها مىگويند معنايش اين است كه بگذاريد روحانيون مشغول مسجد و محراب- همين مقدار در همين حدود- باشند، و سياست را به امپراتور واگذار كنيد. اين يك تِزى است كه مسجد مال پاپ؛ سياست مال امپراتور. اينها هم مىگويند مسجدها مال شماست، برويد تو مسجدتان نماز بخوانيد، درس هم مىخواهيد بگوييد؛ درس هم بگوييد هيچ مانعى ندارد، اما در يك حدودى، نه اينكه تو مسجد برويد و سنگر بگيريد براى ما؛ يا توى مدرسه برويد و براى ما ايجاد زحمت بكنيد. نه، آن نه! همان مقدارى كه «قداست» شما محفوظ باشد، بگويند يك آدم مقدس، آدم خوب مُهذَّبى است؛ يك آدمى است كه اگر نفتش را هم ببرند، حرفى نمىزند و مىگويد بردند؛ مال دنيا است چه ارزشى دارد! اينها اين جور «قداست» را مىخواهند و نمىدانند كه اسلام و پيغمبر اسلام و اولياى