مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤ - اصالت از آنِ حق است
میافزاییم» [١]. ولی گاهی کسی راه هدایت را رها کرده و فکر را در طریق ضلالت به کار میبرد؛ یعنی با عقل و اندیشه خویش نقشه میکشد و همه نقشهها برخلاف مسیر الهی است. این نقشهها طوری است که اندکی او را جلو میبرد و چند قدمی هم برمیدارد، ولی دوام ندارد، و به زودی این افکار و نقشهها از بین میرود.
قرآن میفرماید: مَثَل آنها مَثَل آدمی است که در یک بیابان ظلمانی به دست خودش آتشی را روشن کند و میخواهد با این آتش مختصر، بیابان برایش روشن شود ولی علاوه بر اینکه آن آتش روشنایی کمی دارد و فقط دور و بر او را روشن میکند، برای او دوام نداشته و به سرعت خاموش میشود؛ یعنی باطل از آنجا که بر خدعه و نیرنگ و فریب و نقشههای مزوّرانه متکی است زایل و فانی است.
توجه دارید که قرآن برعکس آنها که میگویند حق همیشه در طول تاریخ برقی بوده که برای مدت کوتاهی جهیده و خاموش شده است، میگوید باطل برقی است که لحظهای میجهد و خاموش میگردد، و به تعبیر قرآن همینکه اطرافش را روشن کرد و انسان خیال کرد گویا دارد میبیند ذَهَبَ اللَّهُ بِنورِهِمْ خداوند با وسائلی که بر اساس سنت لایزال آفرینش دارد نورشان را از دستشان میگیرد وَ تَرَکهُمْ فی ظُلُماتٍ لایبْصِرونَ و آنها را در تاریکیهایی که راه به جایی ندارند رها میکند.
صُمٌّ بُکمٌ عُمْی. آنها نه فقط چشمهایشان جایی را نمیبیند بلکه گوشهایشان نیز نمیشنود. اگر انسان در بیابانی باشد و چشمش نبیند ولی گوشش بشنود، ممکن است به وسیله بوق اتومبیلی یا صدای زنگ شتری و یا صدای پای انسانی راه را پیدا کند. و نیز اگر قدرت تکلم داشته باشد از طریق صدا زدن دیگران میتواند راهیابی کند.
اینان، هم چشمهایشان دیگر نمیبیند، هم گوشهایشان بسته میشود و فریاد دیگران را نمیشنوند و هم زبانشان لال میگردد که نمیتوانند فریاد بزنند و از دیگران کمک بگیرند.
فَهُمْ لایرْجِعونَ. اینها دیگر بازگشت ندارند، در همان نقطه باید دفن بشوند.
[١]
. محمّد صلی الله علیه و آله/ ١٧.