مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٠ - معنی سماء
باران هم «سماء» میگوید. گاهی به خدا هم موجودی سماوی میگوید. هر چیزی که به هر اعتباری به او علوّ بشود گفت [به آن «سماء» میگویند.] «ارْسَلْنَا السَّماءَ عَلَیهِمْ مِدْراراً» [١] یعنی این سماء را همین طور داریم میریزیم به سر آنان. مقصود خود باران است. به خود باران قرآن گفته «سماء» چون از بالا میآید. به ابر هم میگوید «سماء». اینجا که میفرماید: «وَ ما انْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ» یعنی آنچه که از بالا برای شما فرود میآورد «مِنْ رِزْقٍ» از آن روزی. آب خودش روزی نیست، سبب روزی است ولی چیزی که سبب چیز دیگر است [گاهی به جای مسبَّب ذکر میشود،] به اصطلاح ذکر سبب و اراده مسبّب است. «فَاحْیا بِهِ الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها» به وسیله همین آب زمین مرده را زنده میکند. «وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ» چرخاندن بادها. کلمه «تصریف» مفهوم گرداندن را میدهد. در سابق چون این موضوع برای علما محرز نبود توجه به این نکته نمیکردند ولی امروز که اطلاعات جوّشناسی زیاد شده و معلوم گردیده است که باد جز هوای متحرک چیز دیگری نیست (در اثر اختلاف دمای منطقهها، گرم و سرد شدنها و اینکه هوای گرم سبکتر است و هوای سرد سنگینتر و آنها فشار میآورند و حرکتهایی پیدا میشود) توانستهاند نشان بدهند که اصلًا باد میچرخد، یک حرکات چرخشمانندی دارد، و گفتهاند این امر با این تعبیر قرآن تطبیق میکند که میفرماید: «وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ» گرداندن بادها. «ایاتٌ لِقَوْمٍ یعْقِلونَ» در همه اینها برای مردمی که تفکر و تعقل کنند و بخواهند بفهمند و بشناسند، آیاتْ زیاد است.
اینها همه دعوت به آسمانشناسی هست، زمینشناسی هست، انسانشناسی هست، جانورشناسی هست، جوّشناسی هست. بعد میفرماید: «تِلْک ایاتُ اللَّهِ نَتْلوها عَلَیک بِالْحَقِ» (آیات تکوینی را به نام «آیه» ذکر کرده، بعد دومرتبه آیات قرآنی را به نام «آیه» میگوید) این سه آیهای که ما درباره «آیات تکوینیه» گفتیم اینها آیات خداست، وحی الهی است که به حق ما بر تو تلاوت میکنیم «فَبِأَی حَدیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ ایاتِهِ یؤْمِنونَ» تعبیر عجیبی است! اینها اگر به خدا و این آیات روشن خدا ایمان نیاورند دیگر به چه میتوانند ایمان بیاورند؟! یعنی اگر کسی ایمانش را به قرآن و خدا از دست بدهد ایمانش را به همه چیز از دست داده است، دیگر آن مایه ایمانی را برای هیچ چیزی نخواهد داشت. و صلّی اللَّه علی محمد و اله الطاهرین.
[١]
. انعام/ ٦.