مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٩ - کورباطنی
میپرسیدند: از ابیجعفر سراغی داری؟ میگفتند: نه (امام نشسته بود و آنها نمیدیدند). ابوبصیر کور وارد شد. حضرت اشاره کرد، فرمود: از این بپرسید. گفتند:
ابوبصیر! از ابیجعفر خبری داری؟ گفت: پس این خورشید تابان چیست که اینجا نشسته؟!
این، مقام انسان را نشان میدهد که در انسان حسهایی وجود دارد [١] که اگر آنها را تربیت کند، چیزهایی را میبیند که هیچ بینای سری آن چیزها را نمیبیند.
پس آیه قرآن که میفرماید: مَنْ کانَ فی هذِهِ اعْمی فَهُوَ فِی الْاخِرَةِ اعْمی وَ اضَلُّ سَبیلًا چه میخواهد بگوید؟ هرکس در این دنیا کور باشد در آن دنیا کورتر است.
نمیخواهد بفرماید کسی که چشم سرش کور باشد چنین است (العیاذ باللَّه).
ابن امّ مکتوم از اصحاب حضرت رسول صلی الله علیه و آله کور بود. داستان سوره «عبس» را بعضی گفتهاند مربوط به خود حضرت رسول است، بعضی گفتهاند مربوط به عثمان است و بعضی گفتهاند حضرت رسول به اعتبار این که سرگرم هدایت دیگران بودند این کار را کردند، یعنی وقتی او (ابن امّ مکتوم) وارد شد، حضرت آن احترامی را که شایسته او بود بجا نیاوردند به واسطه این که سرگرم هدایت دیگران بودند (بعضی گفتهاند نه، منظور عثمان است و او تکبر کرد). به هرحال آیه قرآن نازل شد: عَبَسَ وَ تَوَلّی. انْ جاءَهُ الْاعْمی [٢] آن شخص (رسول اکرم و یا کس دیگر) چهره خود را عبوس کرد، رویش را ترش کرد و پشت کرد که کوری وارد شد، چرا؟! کوری ظاهر که عیبی شمرده نمیشود.
پس قرآن که میگوید: هرکه در این جهان کور باشد در آن جهان کورتر است، خودش میخواهد برساند که ای مسلمان! تو تنها همین چشم سر نیستی، کوشش کن چشم دلت باز شود.
قرآن کریم در آیهای دیگر میفرماید: وَ مَنْ اعْرَضَ عَنْ ذِکری فَانَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیمَةِ اعْمی آن که از یاد من اعراض کند، آن که خدا- آن نور آسمان و زمین- را فراموش کند، آن که درِ خانه دل خودش را بر این نور ببندد و خانه دل خودش را تاریک نگه دارد، اثرش در این دنیا این است که همیشه در زندگی احساس فشار میکند، ثروت و سلطنت دنیا را هم که به او بدهند باز هم در فشار
[١]. اگر در قدیم مردم [از این سخن] تعجب میکردند و میگفتند پنج حس بیشتر نداریم، امروز ثابتشده که حواس دیگری هم در انسان هست، لااقل بالقوّه هست و میتواند وجود داشته باشد.[٢]. عبس/ ١ و ٢.