مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - آغاز کارها به نام خدا
از مظاهر شرک است. به جای اینکه کارها را به نام خدا بنامند و به نام او آغاز کنند، میگویند: به نام خلق! اگر قرار شود که نام پیغمبر را در کنار نام خدا قرار دادن شرک باشد، پس اگر به نام خلق هم آغاز کنیم جانشین برای خدا ساختن است و این دستور قرآن است که نام خدا همواره تسبیح گردد و کارهای بشر به نام او نامیده شود و نه به نام دیگری، و بدین وسیله اعمال او قداست یابد و در سایه او تبرک جوید.
اللَّه. اللَّه یکی از نامهای خداست. نامگذاریهایی که برای افراد و یا اشیاء میکنند گاهی از نوع علامت است و گاهی از نوع وصف. در قسم اول گرچه اسماء خودشان دارای معانی هستند ولی معنای آنها منظور نظر نگردیده بلکه تنها برای تشخیص و بازشناسی، این اسم گذاشته شده است و لذا حکم یک علامت را بیشتر ندارد. چه بسا در اینگونه موارد معنای نام علاوه بر اینکه حکایتگر اوصاف صاحب نام نیست، ممکن است ضد آن هم باشد؛ مثل آنکه نام غلامان سیاه را کافور مینهادند! (برعکس نهند نام زنگی کافور)
در قسم دوم، نامْ حکایتگر شأنی از شئون صاحب نام است و صفتی از صفات او را بیان میکند.
پروردگار متعال نامی که صرفاً جنبه علامت داشته باشد ندارد و تمام نامهای او نمایانگر حقیقتی از حقایق ذات مقدس اوست.
در قرآن کریم در حدود صد اسم برای خداوند آمده است که در واقع صد صفت است که نمونه آنها را در همین سوره ملاحظه مینمایید: اللَّه، رحمن، رحیم، مالک یوم الدین. ولی هیچ کدام جامعیتی را که این نام دارد ندارند، چون آنها هرکدام یکی از کمالات او را نشان میدهند ولی این نام نمایانگر ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه است.
کلمه اللَّه در اصل الاله بوده است و همزه به خاطر کثرت استعمال حذف گردیده است.
درباره ریشه لغت اللَّه چند نظر وجود دارد. بعضی گفتهاند این کلمه از «ا لَهَ» مشتق است و بعضی دیگر گفتهاند که از «وَلَهَ» گرفته شده است و «اله» فِعال به معنای مفعول است مانند کتاب به معنای مکتوب.
اگر از «ا لَهَ» مشتق شده باشد یعنی عَبَدَ، پس اللَّه یعنی ذات شایسته پرستش که