مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - تفسیر سوره بقره (٣)
کند، زیرا ابزار کافی نداشت و لذا عدهای با یکدیگر جمع میشدند و حیوان بزرگی را شکار میکردند و گوشتهایش را میان خودشان تقسیم مینمودند.
در چنین شرایطی افراد بشر اجباراً برادروار زندگی میکردند، زیرا شرایط زندگی اینچنین ایجاب میکرد؛ همان گونه که گله مرغها برادروار زندگی میکنند؛ نه جنگی بود نه نزاعی و نه خونریزی.
کمکم که بشر در طول تاریخ به تجربیاتش افزوده شد و زراعت را کشف کرد و نیز به دامداری و استفاده کردن از شیر حیوانات و زاد و ولد آنها پی برد، توانست آذوقه را ذخیره کند. دانه گندمی را در زمین میکاشت و بیست برابر مثلًا تولید میکرد و روی این حساب یک نفر قادر بود که به اندازه نیاز ده نفر تولید کند.
همینکه یک نفر توانست بیش از اندازه مصرف خود تهیه و تولید کند حساب سابق درهم ریخت و وضع جدیدی به وجود آمد. در حساب سابق هرکسی مجبور بود دستش کار کند تا دهانش بجنبد و اگر دستش کار نمیکرد دهانش نمیتوانست بجنبد. ولی در وضع جدید که یک نفر میتواند بیش از نیاز خویش تولید کند، افرادی که زور بیشتری داشتند دیگران را به عنوان برده گرفتند که او کار کند و آنها بخورند. و از اینجا مالکیت پدید آمد، یعنی مالکیت زمین و نیز مالکیت انسان نسبت به انسان.
پس چون وضع تولید و ابزار تولید بهم خورد جامعه انسان نیز دگرگون شد و آن انسان دوره اشتراکی که برادروار زندگی میکرد اکنون به صورت دو خصم مقابل یکدیگر درآمدند. آن نور و خیر نخستین غروب کرد و ظلمت سراسر زندگی بشر را فرا گرفت و از آن روز در تاریخ بشریت ظلمت بر نور، و شر بر خیر، و ظلم بر عدل، و فریب و خدعه بر صداقت غلبه داشته است. آری، در این بینها گاهی جرقهای و برقی به صورت استثنایی جهیدن مینموده است و مثلًا فیلسوفی یا رهبر نهضتی پیدا میشده که در اثر فشار قدمی برمیداشته است، و یا به نظر آنها که به دین خیلی بدبین نبودهاند پیغمبری قیام مینموده و چند صباحی عدل و خیر در جامعه مطرح بوده است؛ ولی به حکم آنکه نظام حاکم بر تاریخ، نظام مالکیت و ثروت بوده، نمیتوانسته ادامه یابد و همچون برقی که در ظلمات جهیدن کند پس از لحظهای خاموش میشده است و سپس همان طرح اصلاحی دومرتبه به صورت ابزاری در دست ارباب ثروت قرار میگرفته و نقشی علیه مردم مظلوم و مقهور مییافته است؛