مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - انواع هدایت
انسان یا حیوان هست. «هدایت غریزه» که در هر حیوانی یک سلسله غرایز وجود دارد که او را به سوی مقصدش رهبری میکند. «هدایت عقل»: خود قوّه عاقله یک نور است که به انسان داده شده است تا از این نور با تفکر و تدبّر استفاده کند. دین، خودش یک نوع هدایت دیگری است که آن را «هدایت وحی» مینامند.
این مثل را بعضی راجع به هدایت عمومی موجودات پیاده کردهاند و بعضی در مورد انسان. (از این گروه برخی گفتهاند مقصود تمام هدایتهایی است که در انسان هست از حس و عقل و غریزه و حتی هدایت وحی، و برخی آن را مخصوص «هدایت عقل» دانستهاند که گفتیم در بیان بوعلی چنین است). بعضی هم آن را در مورد «هدایت وحی» پیاده کردهاند که در روایات، این مطلب آمده است که «مشکات» قلب پیغمبر اکرم است و «مصباح» همان نور وحی است که بر ایشان نازل شده است، تا آخر، که قبلًا عرض کردم.
هیچ مانعی ندارد که این آیه که در مقام بیان نور «هدایت الهی» است که جهان را پر کرده است، شامل همه اینها باشد؛ مخصوصاً که عرض کردیم دو بیان در روایات آمده است که هردو این آیه را در مورد انسان پیاده کردهاند، یکی در مورد هر فرد انسان یعنی یک مؤمن، و یکی در مورد جامعه انسانی از نظر هدایت وحی.
هردوی اینها بیانات بسیار عمیقی است خصوصاً با توجه به آیه بعد که میفرماید: فی بُیوتٍ اذِنَ اللَّهُ انْ تُرْفَعَ وَ یذْکرَ فیهَا اسْمُهُ.
در یک روایت که جلسه قبل مقداری از آن را عرض کردم، از یک تعبیری در آیه استفاده شده است. در آیه این طور آمده است که مثَل نور الهی و هدایت الهی مثَل یک مشکات (چراغدان) است که در آن چراغی قرار بگیرد و آن چراغ در یک قندیل و شیشهای قرار بگیرد. طبعاً این سؤال به وجود میآید که چرا اصلًا قرآن این طور تعبیر کرده است؟ میتوانست بگوید: «کمِشْکوةٍ فیها زُجاجَةٌ، فِی الزُّجاجَةِ مِصْباحٌ (فیها مِصْباحٌ)» چراغدانی و در آن قندیل و شیشهای و در داخل آن شیشه چراغی باشد؛ اما میگوید: مشکاتی که در آن چراغی باشد، و بعد میگوید: و چراغ در شیشهای.
روایات ما این آیه را این طور تفسیر کردهاند که مقصود این است که چراغ ابتدا در مشکاتی باشد و بعد این چراغ از مشکات به زجاجهای منتقل شود، و سرّ این که آیه این طور ذکر شده این است که مقصود از «مشکوة» مشکات نبوت است و