مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧١ - تنزیل قرآن
لفظی است. وجود لفظی در جایی لازم است که وجود عینی مخفی و پنهان است، اما آنجا که خود وجود عینی در آنجاست [نیازی به وجود لفظی نیست،] مثل آن کارمند اداری که در محل کار خود اسم خودش را نوشته، فرض کنید که «احمد حسینی».
[نباید گفت که او] باید بنویسد: «این شخص احمد حسینی است». [وجود عینی او حکایت] [١] میکند از وجود لفظی. آنجا که وحی دارد بر پیغمبر نازل میشود و پیغمبر دارد وحی را لمس میکند مثل آنجاست که کسی پشت دستگاه تلگراف نشسته و آن دارد همین طور حرف میزند؛ دیگر آنجا لازم نیست [دستگاه] بگوید: «این بیسیم است، با تو حرف میزند». بدیهی است که دارد حرف میزند. آنجا دیگر «این» نمیخواهد. این خودش حرف زدن است؛ خودِ حرف را دارد تلقی میکند. این است که اینجا دیگر تقدیری نمیخواهد، همان خودش است. «تَنْزیلُ الْکتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ». این تنزیل، خودش همان وجود عینی تنزیل هم هست نه [فقط] وجود لفظی.
کلمه «تنزیل» فرود آمدن تدریجی را میگویند، یعنی یک چیزی از یک مقام عالی فوقانی به یک مقام پایینتر بیاید و تدریجاً هم بیاید نه دفعتاً ... [٢] «تَنْزیلُ الْکتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ» از مقام ذاتِ اللَّه عزیز غالب حکیم دارد فرو میریزد. زبان وحی با زبان مکالمه دو تا انسان فرق میکند. این تقدیرهایی که ما میگیریم به قیاس گرفتن با حرفزدنهای دو تا انسان است. بنابراین هیچ تقدیری نمیخواهد. انسان وقتی حالت وحی را مجسم کند که پیغمبر اکرم چگونه [به سوی آن] کشیده میشد [مطلب برایش روشن میشود.] آنچنان از درون خودش به سوی وحی کشیده میشد که در بعضی از اوقاتِ وحی همین طور لَخت میافتاد و در زمستان سرد عرق میکرد. در آن آیه قرآن میخوانیم که «انّا سَنُلْقی عَلَیک قَوْلًا ثَقیلًا» [٣] ما عنقریب سخن سنگینی به تو القا خواهیم کرد.
بنابراین «حم. تَنْزیلُ الْکتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ» این همان خودش فرود آمدن وحی است و بیان کردن اینکه وحی دارد فرود میآید، از یک مقام عالی و بالا؛ اللَّهِ عزیز حکیم دارد وحی میریزد، [وحی دارد] نزول میکند، پایین میآید بر قلب تو
[١] ١ و ٢. [چند ثانیه از بیانات استاد شهید روی نوار ضبط نشده است].[٢][٣] ٣. مزّمّل/ ٥.