مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - یک اصل قرآنی
که برای مقصد دنیاست خیلی از اوقات به آفت برمیخورد، ولی بذری که برای خدا و برای تقرّب به حق و برای آخرت پاشیده شود، دیگر تخلفپذیر نیست. آن بذر مطابق با مزاج هستی است و تخلف نمیپذیرد، و بلکه بیش از مقداری که شخص کاشته است محصول میدهد.
حال من از شما میپرسم این اصل کلی چطور است؟ آیا این اصل کلی یک اصل منطقی است یا منطقی نیست؟ در آیات دیگری هم این مطلب به صورت دیگری آمده است. در سوره شوری میفرماید: مَنْ کانَ یریدُ حَرْثَ الْاخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فی حَرْثِهِ وَ مَنْ کانَ یریدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْاخِرَةِ مِنْ نَصیبٍ [١]. اصلًا این تعبیر کشت و زراعت کردن از خود قرآن است: هرکسی که بخواهد بذر را به قصد آخرت بپاشد [٢] و قصدش کشت آخرت باشد به او میدهیم، زیادترش را هم میدهیم و هرکسی هم که قصدش دنیا باشد (نمیگوید که میدهیم و بیشتر از آن چیزی به او میدهیم) او را هم محروم نمیکنیم: نُؤْتِهِ مِنْها [٣].
به نظر شما این اصل و این مطلب یک حرف منطقی است یا حرفی است که منطقی نیست؟ به نظر نمیرسد که کوچکترین ایرادی بشود به این مطلب گرفت و اگر غیر از این بود منطقی نبود.
حال سخن قرآن در مورد این که عمل چه کسی مقبول است و عمل چه کسی مقبول نیست، این است که آن کسی که در دنیا تلاش میکند حتماً هدفی دارد، اگر شهرت و معروفیت و محبوبیت است، پیشرفت کشورش است، بلندشدن آوازه همنژادان و مردم کشورش است، به نتیجهاش هم میرسد، اما [در] کاری که برای این مقصد انجام شده است دیگر توقع نداشته باشید که انسان به آن مقصدِ دیگر برسد؛ یعنی او کار را کرده نه برای این که به خدا نزدیک شود بلکه برای این که به مردم نزدیک شود، به مردم هم نزدیک میشود اما نمیتواند بگوید به خدا هم
[١]. شوری/ ٢٠.[٢]. یک بذرِ به قصد آخرت، نه این که دو جور بذر داریم: بذر دنیا و بذر آخرت؛ یک بذر با نیت انسانفرق میکند که آن را به نیت آخرت بکارد یا به نیت دنیا.[٣]. یک مطلب دیگر نیز از خود قرآن استفاده میشود که اگر کسی به قصد دنیا تلاش کند آخرت بالتبع به او نمیرسد، ولی اگر کسی به قصد آخرت تلاش کند دنیا بالتبع به او میرسد، و این باز یک حساب دیگری است که از آیات قرآن میتوان استفاده کرد.