مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٣ - درخت « طوبی »
«مثَل» عرض کردهایم که «مثال» صورت و ترسیم را میگویند. وقتی میخواهند مطلبی را که به صورت خودش برای افراد روشن نشده است مجسم کنند، صورت دیگری برای آن ذکر میکنند، لباس دیگری به آن میپوشانند که با این لباس، طرف بتواند آن را بفهمد و درک کند و بشناسد. اصلًا تمثیلهایی هم که ما خودمان همیشه میآوریم و تشبیههایی که میکنیم برای همین است؛ یعنی اگر خود آن مشبَّه و اصل را صاف و ساده ذکر کنیم طرف آن طور که باید درک نمیکند ولی وقتی که آن را در قالب و لباس یک مثال بیان کردیم و درواقع یک رسم برایش کشیدیم، طرف آن را که میبیند به حقیقت نزدیک میشود. اینجا هم که قرآن کریم [مَثل] ذکر میکند بعد میفرماید: «وَ یضْرِبُ اللَّهُ الْامْثالَ لِلنّاسِ» خداوند مثلها را اینچنین برای مردم ذکر میکند. در جاهای دیگر میفرماید: «وَ تِلْک الْامْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَفَکرونَ» [١] یعنی با این تمثیلها میخواهیم مردم حقیقت را آنچنان که هست دریابند.
حقایق عالم آخرت بالاخره برای انسان دنیایی که هنوز به عالم آخرت نرفته- یعنی نه مرده که برود آنجا و نه مردن اختیاری داشته است که آن را درک کرده باشد- [قابل فهم نیست.] برای موجودی که اهل این نشئه است آنچه که در آن نشئه هست اصلًا قابل تصور و قابل درک کردن نیست مگر در لباس تمثیلها و مثلها، که در لباس آنچه مردم درک میکنند آن را مجسم و بیان کنند.
پس در آن آیه داشتیم که فکری پاک و عقیدهای پاک- که در آنجا مسلّم اساسش عقیده توحید است- مثلش مثل درخت پاک پاکیزهای است که ریشهای محکم در زمین داشته باشد که از جای خودش تکان نمیخورد، هیچ بادی او را نمیلرزاند، و شاخه به آسمان کشیده است، چنین برگ و میوه میدهد؛ و در این زمینه ما اخبار و احادیثْ زیاد داریم که مثلًا آن تنه درخت کیست، شاخه درخت کیست، میوه درخت کیست، برگ درخت کیست، که اینها بیشتر تشبیه [است،] یعنی همه آنها نشان میدهد که مقصود امور معنوی است، توحید است، نبوت است، امامت است، اخلاق است.
از طرف دیگر گفتیم که ما داریم که بهشت «طوبی» دارد و در روایات به طور قطع گفتهاند طوبی درخت است و بعد این طور بیان کردهاند که طوبی درختی است
[١]. حشر/ ٢١.