مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٣ - تبشیر و انذار، شئون دیگر مقام رسالت
مهمی را میخواهم با شما در میان بگذارم [١].
تا حضرت این را اعلام کردند [٢] عده زیادی جمع شدند؛ اکابر و اصاغر، زن و مرد جمع شدند؛ بعد حضرت فرمود: ایها الناس! اگر من سخنی به شما بگویم، از من میپذیرید، باور میکنید؟ همه گفتند: ما از تو جز راستی نشنیدهایم. فرمود: اگر به شما اطلاع بدهم که در پشت این کوهها سپاه جرّاری هست که آهنگ شهر شما را دارند و تصمیم گرفتهاند بیایند شهر شما را غارت کنند افرادتان را بکشند پس آماده و مهیا بشوید، باور میکنید؟ همه گفتند: البته باور میکنیم، ما از تو سخن خلاف نشنیدهایم. تا این اقرار را از اینها گرفت این جمله را فرمود: «فَانّی نَذیرٌ لَکمْ بَینَ یدَی عَذابٍ شَدیدٍ» پس من شما را انذار میکنم که در جلوی شما عذاب بسیار شدید دردناکی هست، اما نه فقط در این دنیا، اگر همین راهی را که الآن دارید میروید ادامه بدهید، در جلوی شما عذاب بسیار شدیدی هست. این جمله خیلی تکان دهنده بود. ابولهب فریاد زد که تو برای چنین حرفی ما را به اینجا آوردهای؟! ... و رفت.
پیغمبر گواه بر مردم و مبشر و منذر و دعوت کننده مردم است. در آن آیه، بعد میفرماید: «وَ داعِیاً الَی اللَّهِ بِاذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً» [٣] (دعوت کننده مردم است به سوی خدا به اذن حق، و چراغی است روشن برای مردم). از این شهادت و از این تبشیر و از این انذار چه تحول و تغییری در مردم پیدا بشود؟ اینجا خطاب از پیغمبر که مخاطب بود [بر میگردد و] خود مردم [مخاطب] میشوند، کأ نّه مردم در اینجا سؤال میکنند: خدایا تو پیغمبر را شاهد و مبشر و نذیر و منذر فرستادی، که ما چه بکنیم؟ «لِتُؤْمِنوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ» که ایمان بیاورید، ایمان پیدا کنید به خدا و پیامبر خدا
[١]. بدیهی است که در آن زمان وسائل امروزی نبوده که با رادیو و تلویزیون اعلام کنند، اگر کسی از خبر مهمی اطلاع پیدا میکرد میرفت در آن نقطه- ظاهراً بالای همین کوه صفا (تپه صفا)- میایستاد و فریاد میکرد: ایها الناس جمع بشوید، خبر مهم، و همه جمع میشدند.[٢]. تا آن زمان سابقه نداشت که ایشان چنین کاری کرده باشند و شنیدهاید که ایشان قبل از دوره رسالت به نام «محمد امین» معروف و خیلی با وقار و سکینت بودند.[٣]. احزاب/ ٤٦.