مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - معجزات پیغمبر اسلام
قُل انَّما ا نَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ یوحی الَی [١].
یعنی اینها که من میگویم، این طور نیست که شب نشستهام فکر کردهام، منتها مغز من از مغزهای دیگر بزرگتر است؛ خیر، اینها گفتههای خداست که به من وحی شده است.
نَزَلَ بِهِ الرّوحُ الْامینُ. عَلی قَلْبِک لِتَکونَ مِنَ الْمُنْذِرینَ [٢].
من یک زبان دارم رو به شما، روح من از باطنش به جای دیگر اتصال دارد، از آنجا به من گفته میشود، من هم به شما ابلاغ میکنم. اصلًا من پیامآورم، پیام خدا را به شما میرسانم نه حرف خودم را. همه بحثها سر پیامآوری است. من رسول و نبی هستم یعنی فرستاده هستم و پیام دیگری را میرسانم.
فرض کنید یک وقت آقای سقراط میگوید که من چنین فلسفهای را در اخلاق دارم. وقتی ما حرفهای سقراط را منطقی دیدیم میپذیریم.
اما اگر سقراط گفت این حرفهایی که من میگویم حرف من نیست پیام خداست و من پیام خدا را به شما ابلاغ میکنم، آن وقت میگوییم این را دیگر باید اثبات کنی. صرف اینکه حرفهای تو منطقی است دلیل نمیشود که این حرفها مال خدا باشد. منطقی بودن حرف یک مسئله است و مال خود این شخص نبودن و مال خدا بودن و تضمین خدایی داشتن و قهراً اطاعتش پاداش خدایی داشتن و مخالفتش کیفر خدایی داشتن، مسئله دیگری است.
بسیاری افراد حرف منطقی میزنند، ولی اگر ما اطاعت نکردیم مسئله مهمی نیست. ولی آن کسی که میگوید این حرف من نیست حرف خداست، اگر اطاعت نکنیم خدا را تمرد کردهایم و اگر اطاعت کنیم خدا را پرستش کردهایم.
بنابراین درست است که پیغمبر در دوره بلوغ فکری میتواند حرفهای خودش را با دلیل و منطق برای مردم ثابت کند یعنی بگوید: ای مردم! فکر کنید، تعقل کنید،
[١]. کهف/ ١١٠.[٢]. شعرا/ ١٩٣ و ١٩٤.