مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٣ - چرا بعضی از عذابها خالد است؟
خودشان به خودشان ستم کردهاند؛ یعنی ما چیزی را از خارج به آنها تحمیل نکردهایم، این همان ظلم خودشان بر خودشان است که اینجا ظاهر و بارز شده است. خیال نکنید که مثل ظلمهایی است که در دنیا واقع میشود که یک کسی استحقاق چیزی را ندارد و نباید به او برسد، از خارج به او تحمیل میکنند. چیزی از خارج بر آنها تحمیل نشده است. یکی دو آیه بعد این را توضیح میدهد. اینها به جد راضی به انعدام و مرگ خودشان میشوند و یگانه آرزوی آنها این است که بمیرند و متأسفانه در آنجا اصلًا مرگی وجود ندارد، و بعضی از مفسرین گفتهاند اینها با اینکه میدانند مرگ وجود ندارد ولی [به سبب] آن ملکاتی که در دنیا دارند که دیدهاند مرگ در دنیا هست، مثل اینکه یک نوع قیاسی میکنند، خطاب میکنند به مالک جهنم «وَ نادَوْا یا مالِک» فریاد میکنند ای مالک! «لِیقْضِ عَلَینا رَبُّک» (دیگر نمیگویند «رَبُّنا») پروردگارت کار ما را تمام کند.
از قرآن چنین استنباط میکنیم که آن موجود و آن ملک و فرشتهای که اختیاردار جهنم است نامش «مالک» است. این نامگذاری مثل نامگذاریهای دنیا نیست که نامگذاری میکنند تا با همدیگر اشتباه نکنند، نام در آنجا یعنی صفت، یعنی حقیقت، غیر از نامگذاری اینجاست که به یکی میگوییم «حسن»؛ حسن یعنی نیک، ولی ما به او میگوییم «حسن» نه به اعتبار اینکه نیک است، اسم گذاشتهایم، قرارداد کردهایم؛ ممکن است خیلی هم زشت باشد ما به او بگوییم «حسن». اسم گذاری است، غیر از این است که صفت و حقیقت باشد. در اخبار هم زیاد وارد شده که آن فرشته مأمور جهنم نامش «مالک» است و متقابلًا خادم بهشت نامش «رضوان» است، و این نکتهای و لطیفهای دارد. چطور شده که آنجا نگفتهاند مالک بهشت، گفتهاند «رضوان»، ولی اینجا گفتهاند مالک جهنم؟ این برای آن است که در آنجا سخن، سخن خشنودی و رضای پروردگار است، او باب رضوان الهی است؛ یعنی آن کسی که از خودخواهی و خودپرستی و مالکیت نفس گذشته و تسلیم امر پروردگار و راضی به رضای پروردگار است، او میشود بهشتی. این «مالک» که در اینجا گفته میشود، مظهری است از آن خودخواهیهای انسان و مالکیت انسان خودش را و خودپرستیهای انسان. این است که نام این شده «مالک» و نام آن شده «رضوان».
اینها به او میگویند که از پروردگار خودت بخواه (نمیگویند پروردگار ما) کار